سيد ميرزا محمّد ، در رجالش ، منهج المقال ص 139 پس از آنكه گفتار علامه حلى را از خلاصه نقل مىكند ، مىنويسد : گفتار كشى ، در ذيل نامبردارى اويس قرن گذشت و ازآنجا استفاده شد كه ربيع به اتفاق سه تن زاهد ديگر ، از اتقيا بوده است و سه تن ديگر از ناشايستهها باشند و چه قدر مناسب بود كه علامه به اين معنا اشاره مىكرد ، و به صرف اينكه ربيع از زهاد ثمانيه است اكتفا نمىنمود كه مفيد به حال ربيع نمىباشد « 1 » .
شيخ فرج اللّه حويزى معاصر قدّس سرّه در رجالش پس از آنكه به نقل قول علامه و ميرزاى استرآبادى اشاره كرده است ، مىنويسد : مطلبى را كه علامه در خلاصه آورده ، موافق با موضوعى است كه ، در رجال كشى آمده است .
ليكن ، در دراية الحديث شهيد ثانى ، آمده است ، آنكه يكى از زهاد ثمانيه به شمار مىرود ، ابو الربيع بن خثيم است و ممكن است حقيقت همان باشد كه علامه در خلاصه ابراز داشته است ، زيرا ما ابو الربيع بن خثيم نداريم . پايان كلام شيخ فرج اللّه « 2 » .
مؤلف گويد : نسخههايى را كه از رجال كشى ديدهايم ، موافق با مطالب خلاصه نبوده است ، چه آنكه در نسخههاى كشى تصريح شده كه ، ربيع بن
هامش
( 1 ) - علامه در بخش اوّل از خلاصه مىنويسد : الربيع بن خثيم بالخاء المعجمة المضمومة و الثاء المنقطة فوقها ثلاث فقط قبل الياء المنقطة تحتها نقطتين احد الزهاد الثمانية قاله الكشى عن على بن محمّد بن قتيبه عن الفضل بن شاذان - م .
( 2 ) - شهيد ثانى در پايان دراية الحديث ضمن مؤتلف و مختلف مىنويسد : و مثل خثيم و خيثم كه هر دو با خا شروع شده جز اينكه اوّلى با خاء مضموم و دومى خاء مفتوح ضبط گرديده ، در اوّلى حرف ثا مقدم بر يا و در دومى حرف يا مقدم بر ثا است . اوّلى ابو الربيع ابن خثيم يكى از زهاد ثمانيه است . دومى ابو سعيد بن خيثم هلالى تابعى است كه از ضعفا است از قرينه كلام شهيد استفاده مىشود ابو الربيع از ضعفا نبوده است . تنها ابو الربيع نوشتن او مراد است كه در اصل كتاب بدان اشاره مىشود - م .