خثيم يكى از پارسايان پرهيزكار است بنابراين ، ايرادى بر ميرزاى استرآبادى نيست و اگر ايرادى وجود داشته باشد نسبت به عبارت علامه حلى است .
مؤلف گويد : مؤيد درستى كلام استرآبادى آن است كه ، نسخهاى از اختيار كشى را كه بر علامه قرائت شده است ، و خود علامه هم يادداشتى بر آن نوشته بود به دست ما آمد كه در ضمن ممدوحان از زهاد ثمانيه نوشته بود ، آنان همدستان با حضرت امير ، و از اصحاب آن حضرت ، و مردمى پارسا و پرهيزكار بودهاند .
پيش از اين ، در طى كلام ملا عناية اللّه نوشتيم كه وى گفته است ، هشتمين زاهد متروك ابو الربيع بن خثيم است و گفته شد اين اظهار نظر از چند وجه صحت ندارد . از جمله آنكه ابو الربيع از چهار تن مذموم به شمار مىآيد و حال آنكه از بيان شهيد به دست مىآيد ، ابو الربيع از چهار تن ممدوح است .
و ممكن است ابو الربيع ، همكنيه ربيع بن خثيم باشد زيرا ، در عرب معمول است كه كنيه و نام را به لفظ واحد تعيين مىكنند و با كلمه اب كنيه را از اسم ممتاز قرار مىدهند . بنابراين ، ربيع بن خثيم ابو الربيع نام شخص واحد است ، و در اين صورت ايرادى كه بر كلام شيخ فرج اللّه وارد است بر كلام شهيد وارد نخواهد آمد بلكه ، كلام شهيد موافق با نظريه ديگر اصحاب رجال است .
اما اويس قرنى كه در كلام كشى آمده ، از تابعان بزرگ بوده ، و روزگار پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را دريافته است . ليكن شرف مصاحبت آن جناب را پيدا نكرده است . و اويس همان نيكبختى است كه در روز جنگ صفين ، از يمن به لشكرگاه على عليه السّلام آمد و با معاويه نبرد كرد تا شهيد شد .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 422
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٤٢٢