اويس قرنى ، به فتح قاف و را ، قرن نام گروهى از يمنيهاست كه اويس از آنها بوده است .
ابن اثير در جامع الاصول گويد : قرنى به فتح قاف و راء ، منسوب به قرن ابن ردمان بن ناجية بن مراد است و ردمان به فتح را و سكون دال بىنقطه ، و ناجيه با نون و جيم .
سيد داماد گويد : ميقات مردم نجد ، قرن با سكون را است كه آن را « قرن المنازل » گويند . و جوهرى در كتاب صحاح اللغة در دو موضع به اشتباه دچار شده است : يكى آنكه ، قرن المنازل را به فتح قاف و را ضبط كرده و آن را ميقات نجدىها گفته است .
ديگر آنكه اويس قرنى ، را ازآنجا دانسته است . بنابراين ، بايد متوجه بود كه « قرن » به سكون را ، است و اويس هم از مردم آنجا نبوده است .
تا به اينجا تحقيق سيد داماد در شرحى كه بر اختصار رجال كشى نوشته است ، به پايان مىرسد .
مؤلف گويد : به طورى كه پيش از اين معلوم شد ، در اختيار كشى نام هشتمين زاهد يادآورى نشده است و ممكن است از قلم ناسخان افتاده باشد بااينكه سبك عبارت ، تقاضاى آن را دارد كه اسامى چهار تن ، مذموم را به طور اجمال متعرض شود ، پس از آن به معرفى تفصيلى آنها بپردازد چنانكه نامهاى چهار تن ممدوح را به اجمال بيان كرده است ، و پس از آن به تفصيل احوال هشت تن زاهد اشاره كند . و ممكن است اينگونه اختصار كه محل به مقصود است ، از ناحيه برخى از راويان يا بعضى از ناسخان به وقوع پيوسته باشد ، زيرا بسى دور به نظر مىآيد اينگونه اختصار ، از ناحيه شيخ طوسى كه به اختصار رجال كشى پرداخته است ، اتفاق افتاده باشد .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 419
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٤١٩