پس از اين ، به پارهاى از نظريات نحوىها كه در هنگام بيان آن ، بدان افزوده و يا به توضيح آن پرداختهاند ، دقت لازم به عمل آورى .
ليث بن مظفر گويد : در آغازى كه خليل به تأليف كتاب العين پرداخت فكر خود را به كار انداخت و بالاخره نتوانست از ا ب ت ث به تأليف كتاب خويش بپردازد زيرا ، الف حرف معتل است و آنگاه كه اولين حرف ، نظر او را تأمين ننمود حاضر نشد دومين حرف را كه حرف ( ب ) باشد سرآغاز كار خود قرار بدهد ؛ زيرا دليلى براى سرآغازى آن نداشت و پس از تفحص كامل در حروف تهجى و ويژگىهاى آنها بدانجا رسيد كه مخرج همه حروف از حلق است ناچار اوّلين حرف را كه الف باشد در حلق فرومىبرد و حرفى از حروف تهجى را به دنبال آن اظهار مىكرد از قبيل ا ت ، ا خ ، ا ع و به اين نتيجه رسيد كه حرف عين از دورترين نقطه حلق حركت مىكند و به همين مناسبت حرف عين را در اوّل كتابش درآورد . پس از آن ، به حروفى پرداخت كه قريب المخرج به حرف عين بودند و رعايت مقام عالىتر پس از عالىتر را نمود تا به آخر حروف تهجى همين ترتيب را مراعات كرد .
اينك ، هرگاه كلمهاى را مورد توجه قرار بدهى و بخواهى محل آن را بدانى به حروف آن كلمه متوجه مىشوى ، پس هرگاه يكى از آنها را در كتاب پيشين ملاحظه كردى ، همان كلمه در آن كتاب مقدم بر ديگر كلمات خواهد بود .
نيز گفته است ، خليل بن احمد حروف : ا ب ت ث را به هر اندازهاى كه مخرج آنها در حلق وجود داشت از محل خود تغيير داد بنابراين ، ترتيب
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 365
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٦٥