مراد خليل آن است كه از حروف تهجى واژههايى را گرد آورده است كه عرب در اشعار و امثال خود از آنها بحث مىكند و در غير اين صورت كلماتى است كه خليل ، بيانى از آنها نكرده است .
ابو منصور مىگويد : ادعاى خليل موجب اشكالى براى بسيارى از مردم شده است ، تا آنجا كه يكى از متظاهران و ظرفا گفته است ، خليل بن احمد ، به شرطى كه در آغاز كتابش كرده و قولى كه داده و به آن وفا نكرده ، بسيارى از لغات مستعمل عرب را مهمل گذارده است . از جمله ، احمد بستى كه كتاب تكمله را تأليف ، و بر خليل ايراد كرده ، اظهار داشته است :
كتاب ما مشتمل بر دو برابر لغاتى است كه خليل گرد آورده است و به زودى ، در صورتى كه با كمال دقت به اثر ما توجه كنى به حقيقت سخن ما خواهى رسيد .
ابو منصور مىگويد : آنگاه كه اين فصل را از كتاب بستى قرائت كردم ، دانستم كه بستى آدمى ناآگاه بوده ، و از زيركى بهرهاى نبرده ، و به منظور خليل نرسيده است ، براى آنكه اراده خليل از حروف ا ب ت ث آن است كه ، آنها حروفى هستند كه مدار كلام عرب بر آنها است و هيچ بيان و موضوعى بيرون از آنها نيست . و مراد از اينكه گفته است آنچه را كه از اين حروف گرد آوردهام منظورش متفرعاتى است ، كه در اختيار او درآمده است نه آنكه همهء الفاظ عرب را كه متداول در ميان آنها بوده است و با همه اختلافى كه دارند در اين اثر به جاى گذاردهام ، بلكه از حروف تهجى ، اساسى برقرار داشتهام كه مىتوان به دو حرفى و سهحرفى و چهار حرفى و پنج حرفى و سالم و معتل آنها كه داير در اصطلاح است يكى بعد از ديگرى رسيد به طورى كه ، هركسى درصدد تتبّع آنها برآيد ، مىتواند بدينوسيله
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 367
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٦٧