صائبى ندارند و خليل همانند خويش رأى مىدهد و خليل مىگفت ، مردم بر سه گونهاند . با گونهء دوم همسخن باش و با سومى نه .
1 - مردى كه از تو داناتر است از وى دانش فراگير ، 2 - مردى كه از تو فروتر است و به او سخن بياموز ، 3 - مردى كه سراسر كوشش او در آن است كه با تو مجادله و خود را درستكار معرفى كند ، با او سخن مگو .
و حديث كرد ما را ، حسن بن ادريس گفت : خبر داد ما را محمّد بن عبد العزيز بن ابى رزمة گفت : حكايت كرد براى ما ، نضر بن شميل گفت از خليل پرسيدند آيا تو مؤمنى ؟ در پاسخ گفت ، جواب نمىدهم چه بيم آن را دارم خود را با پاسخى كه مىدهم تزكيه كرده باشم . و گفته است ، خليل مردى ژوليده مو ، و رنگ پريده بود . هيئتى دگرگون داشت و خرقهپوش بود ، پا از همه جا بريده بود و در ميان مردم طورى حركت مىكرد ، كه كسى او را نمىشناخت .
مؤلف گويد : از آثار مشهور خليل ، كتاب العين در لغت است .
ازهرى ، در تهذيبش گويد : خلافى در ميان ارباب معرفت و اهل علم در اين نيست كه اولين اساس كتاب العين به دست ، ابو عبد الرحمن خليل بن احمد ، بنيانگذارى شده است و پس از آنكه ابن مظفر به نسخهاى از آن كتاب از خليل بهره يافت ، به تكميل آن اقدام كرد . به يقين مىدانم پيش از خليل هيچ دانشورى ، به تأسيسى كه خليل در كتاب العين به كار برده ، پيشى نگرفته است . اينك آنچه را كه وى تأسيس كرده است بدون كم و زياد يادآور مىشويم ، تا در چگونگى آن انديشه كنى و فكر خود را در نظم و ترتيب آن به كار اندازى و به اندازهاى كه نيازمندى ، از آن بهرهور گردى .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 364
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٦٤