تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
اقدسش از مدينه عازم خراسان شد و در سن چهل و نه‌سالگى در طوس به شهادت رسيد ، در ركاب حضرتش حضور داشته ، گفته است « 1 » : آن‌گاه كه مأمون در نيشابور به سر مىبرد و حضرت رضا عليه السّلام با گروهى از متكلمان و فيلسوفان از قبيل يوحنا بن ماسويه و جبرئيل بن بختيشوع و صالح بن بلهمه هندى و ديگران كه در علوم و بحث و نظر مهارت داشتند در مجلس او حضور داشتند سخن از طب و امورى كه مربوط به اصلاح ابدان و قوام آن‌ها باشد به ميان آمد و مأمون و حاضران مجلس ، سخن بسيار گفتند و درباره علم طب مطالب مهمى ارائه مىكردند از جمله اينكه چگونه خدا جسد آدمى را مركب آفريد و همه طبايع اربعه ( سودا ، صفرا ، خون و بلغم ) را كه ضد با يكديگرند در آن گرد آورده است و در ضمن آن ، از غذاهاى زيان‌بار و سودبخش و علت‌هايى كه ، موجبات زيان‌بارى به جسد آدمى را فراهم مىآورد گفتگو مىكردند . و حضرت رضا عليه السّلام در تمام اين مدت ساكت بود و دربارهء هيچ‌يك از موضوعات ، اظهارى نفرمود ، مأمون كه امام عليه السّلام را ساكت ديد خطاب به حضرتش عرضه داشت : شما چه مىگوييد راجع به موضوعى كه امروز دربارهء آن سخن مىگوييم و راه شناخت اين موضوعات چيست و چه غذاهايى نافع است و كدام‌يك از آن‌ها زيان‌بار است و چگونه بايد تدبير جسد را به عهده گرفت ؟ امام عليه السّلام فرمود ، من هم تجربياتى دارم كه خود ، آن‌ها را به مرور زمان آزموده‌ام . مضافا بر اينكه ، آنچه را گذشتگان در اين مورد گفته‌اند و آدمى نبايد از آن‌ها غفلت داشته باشد و در ترك آن‌ها هم معذور نمىباشد در اختيار دارم . آرى ، آن‌ها و مطالب مربوط به آن‌ها را كه نيازمند به شناخت آن‌ها مىباشيم گردآورى خواهم كرد .
هامش
( 1 ) - از ظاهر عبارت استفاده مىشود كه حضرت رضا عليه السّلام در حين شهادت چهل و نه‌ساله بوده و از بيانى كه مصنف در آخر اين ترجمه مىنمايد بدست مىآيد كه منظور سن محمّد بن جمهور است نه سن حضرت رضا عليه السّلام - م .