سخن خواهيم گفت و در ضمن آن به شرح احوال فرزندش كه همراه با پارهاى از تحقيقات است اشاره خواهيم كرد .
آرى ، برخى از علماى رجال از اصحاب ما ابو محمّد را به شرحى كه ما نقل كرديم نام بردهاند . و بعضى هم نوشتهاند ، پدرش ابو عبد اللّه از علما و محدثان بوده است و او را از غالىها و ضعفا دانستهاند .
بايد دانست كه نظريات مورخان و رجالىها راجع به شرح حال ابو محمّد و پدرش ابو عبد اللّه بىاندازه مختلف و مشوش است و اعتراضى بر ما نيست هرگاه در اينجا راجع به ابو محمّد و در شرح حال پدرش در آينده به بسط كلام بپردازيم .
نجاشى كه رياست فن رجال را عهدهدار است مىنويسد « 1 » :
و استاد استناد ما در باب رساله مذهبه ، معروف به ذهبيه در بخشى از ابواب كتاب السماء و العالم بحار الانوار مىنويسد : يكى از آثار برخى از افاضل را به دو سند ذيل چنين يافتم كه ، قال موسى بن على بن جابر السلامى اخبرنى الشيخ الاجل العالم الاوحد سديد الدّين يحيى بن محمّد بن عليان الخازن ادام اللّه توفيقه قال اخبرنى ابو محمّد الحسن بن محمّد بن جمهور و قال هارون بن موسى التلعكبرى : حدثنا محمّد بن همام بن سهيل ، قال حدثنا الحسن بن محمّد بن جمهور ، بالاخره با سند مزبور حسن بن محمّد گفته ، پدرم كه از احوال حضرت ابو الحسن على بن موسى الرضا عليه السّلام باخبر بود و ملازمت خدمت آن حضرت را عهدهدار مىشده آنگاه كه مقام
هامش
( 1 ) - مطلب نجاشى در كتاب مطبوع موجود نيست و خلاصهء آنچه را نجاشى آورده اين است :
ابو محمّد حسن بن محمّد بن جمهور عمى بصرى از ثقات است و منسوب به بنى عم تميم مىباشد از ضعفا روايت مىكرده و توجهى به مراسيل داشته و اصحاب ما او را به دين وصف ستودهاند و اضافه كردهاند كه وى از پدرش به وثاقت و صلاح نزديكتر است كتاب واحد از آثار اوست و ما به توسط احمد بن عبد الواحد و ديگرى از ابو طالب انبارى از حسن كتاب او را روايت مىكنيم - م .