مجلس بدينجا پايان پذيرفت و مأمون در رفتن به بلخ شتاب كرد و حضرت در نيشابور ماندگار شد و به مجردى كه مأمون به بلخ رسيد عريضهاى تقديم داشت تا آنچه را كه حضرتش شنيده بود از نيازمندىهاى بدنى ، از خوراكىها و آشاميدنىها و تهيه داروها و فصد و حجامت و مسواك كردن و حمام رفتن و نوره كشيدن و راه بهرهگيرى از آنها را توقيع فرمايند .
امام عليه السّلام در پاسخ او توقيعى به اين شرح مرقوم فرمود :
به نام خداوند بخشندهء بخشايشگر . به خدا پناهندهام . نامهء امير رسيد مرقوم داشته بود تا تجربيات خود و آنچه را كه شنيدهام از خوراكىها و آشاميدنىها و تهيه داروها و فصد و حجامت و حمام و نوره و قوه باه و غير اينها از امور ديگر كه استقامتى در جسد آدمى ايجاد مىكند بنگارم . بنا به خواسته و نيازمندىهاى او و شرح تهيه غذا و آب و دارو و فصد و حجامت و قوه باه و ديگر چيزها را كه براى سلامت بدنش لازم است در اين نگارش ارائه مىدهم و از خدا توفيق مىخواهم .
بدانكه خداى متعال هيچ جسدى را دچار هيچگونه بيمارى نمىفرمايد مگر اينكه پيش از ابتلاى بدان بيمارى براى آن دارويى مقرر مىدارد . تا به آخر رساله شريفه « 1 » .
مؤلف گويد ، اينكه حسن بن محمّد نوشته ، وى چهل و نه سال داشت مرادش سن پدرش بوده ، كه در هنگام شهادت حضرت رضا عليه السّلام چهل و نهساله بوده است نه آنكه حضرت رضا عليه السّلام در هنگام شهادت چهل و نهساله باشد . زيرا بهطورىكه ، سيد مصطفى تفرشى در آخر رجالش ، و ديگران در
هامش
( 1 ) - همگى اين رساله در ص 306 از مجلد 62 طبع جديد بحار آورده شده است و در پايان آن از ابو محمّد حسن قمى نقل كرده ، هنگامى كه اين رساله در اختيار مأمون درآمد خرسند شد دستور داد آن را با آب طلا بنگارند و بدين مناسبت به رساله ذهبيه در علوم طبيه شهرت پيدا كرد - م .