فاصله ميان اين دو زياد است و ممكن است شيخ حسن از نياكان شيخ احمد بوده باشد .
176 - عزّ الدّين حسن بن محمّد بن احمد بن نجا اربلى نحوى ضرير ( نابينا )
وى ، از ادبا و حكما و شيعيان امامىمذهب بوده است .
سيوطى در بغية الوعاة پس از بيان نسب او به نحوى كه ما نوشتيم اظهار مىدارد ، او فيلسوفى رافضى بوده است .
و از ذهبى نقل كرده است كه عز الدّين در فنون عربيت و ادبيات مهارت ويژهاى داشته و رياست علوم گذشتگان را عهدهدار بوده است او در دمشق مىزيسته و فنون فلسفه را به مسلمانان و كتابىها و ديگر از متفلسفان ياد مىداده و از سوى آنها مورد احترام بوده است . تنها نقصش آن بوده كه به انجام نماز اعتنايى نداشته و رخسارش نازيبا بوده است و از نجاسات احتراز نمىكرد . و در عين نابينايى به زخمها و جريحههاى پليدى گرفتار بوده است . در سرودن هجويات يد طولايى داشته و انسانى هوشمند و باحافظه و نيكومحضر بوده و شعر را در كمال استادى مىسروده است .
هنگامى كه قاضى شمس الدّين ابن خلكان به ملاقات او رفت با قاضى ، هممجلس نشده و به همين مناسبت قاضى ناراحت شده ، او را مورد بىمهرى قرار داد .
دمياطى پارهاى از اشعار و نظريات ادبى او را روايت كرده است « 1 » .
عزّ الدّين در ماه ربيع الآخر سال 660 هجرى درگذشت و هنگامى كه در بستر احتضار افتاده بود و آخرين لحظات را طى مىكرد اين آيه را تلاوت كرد :
أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
« 2 » آگاه باشيد كه خدا از
هامش
( 1 ) - در اصل كتاب ، « ديباطى » آمده است ، گويا اشتباه باشد و اصل آن « دمياطى » است كه نام شهرى است ميان تنيس و مصر - م .
( 2 ) - سورة الملك : 14 .