آفريدگان خود باخبر است و از احوال آنها اطلاع دارد و بديشان مهربان است . سپس گفته صدق اللّه ( العلى ) العظيم يعنى خداوند بزرگ راست فرموده ، و ابن سينا دروغ گفته پس از اين از دنيا رفت .
زادگاه وى نصيبين بوده كه در سال 580 هجرى در آنجا متولد شده است از اشعار اوست :
هل تعشق العينان ما لا ترى * فقلت و الدمع بعينى غزير
ان كان طرفى لا يرى شخصها * فانها قد صورت فى الضمير
از من سؤال شد كه آيا ديدگان ، آنچه را كه نمىبيند بدان عشق مىورزند در حالى كه اشك از چشمم جارى بود ، پاسخ دادم : هرگاه چشمم او را مشاهده نكند پيكرهاش در دل من نقش مىبندد .
مؤلف گويد ، به مناسبت اينكه سخن از علم نحو به ميان آمد شايسته است كه بگوييم واضع نحو كيست ؟
ابن شهرآشوب در مناقب به مناسبت اينكه منشأ همه علوم را از جمله علم نحو را از بركات حضرت مولا عليه السّلام مىداند ، متذكر شده كه حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام واضع علم نحو بوده است زيرا ، آنها يعنى ادبا قواعد نحوى را از خليل بن احمد ، از عيسى بن عمر ثقفى ، از عبد اللّه بن اسحاق حضرمى ، از ابو عمرو بن علا و از ميمون اقرن ، از عنبسة الفيل ، از ابو الاسود دئلى ، از حضرت مولا امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كرده است .
و علت وضع نحو ، آن بود كه مردم قريش با نبطىها « 1 » همسرى برقرار و
هامش
( 1 ) - شهيد ثانى رحمه اللّه در باب حيض از كتاب طهارت شرح لمعه از جوهرى نقل كرده نبطىها مردمى بودند كه در بيابان واقع ميان كوفه و بصره مىزيستند و زنان آنان به نوشته شهيد تا شصتسالگى يائسه نمىشدند و ممكن است همين حالت ايجاب كرده كه قريش با زنان آنها ازدواج مىكردند در مجمع البحرين مىنويسد : نقل كردهاند نبطىها عربهايى بودند كه خود را به رويه عجمها و يا عجمهايى بودند كه خود را به رويه عربها درمىآوردند .
و هم گويند گروهى از مردمند در پشت عراق مىزيستند بعد به عوام مردم اطلاق شده و هم گويند نبطىها مردمى از عرب بودند كه با مردم عجم و روم اختلاط پيدا كردند و در نتيجه اختلاف در نسبت پيدا كرده و فصاحت عربى خود را از دست داده و ازآنجاكه بر