كرده است ليكن كتاب الشهداء را تا آنجا كه فيما نقم عليهم باشد كه در رجال كبيرش بوده در اين حاشيه اسقاط كرده و در حاشيه رجال وسيطش مىنويسد : ابو محمّد همان كسى است كه برخى از زيدىها او را پيشواى خود مىدانند و در نزد آنها به عنوان ناصر الحق معروف است .
اينكه فاضل استرآبادى نوشته است برخى از زيدىها ، او را امام خود مىدانند به سبب آن است كه همه زيدىها او را به پيشوايى خويش نپذيرفتهاند براى اينكه در هر شهرى كه يكى از سادات كه به امامت زيد عقيدهمند است خروج كند و احقاق حق كند مردم همان ناحيه به امامت وى معترفند و مردم نواحى ديگر به امامت او اقرار ندارند .
مثلا آنگاه كه ابو محمّد در طبرستان و گيلان خروج كرد مردم آن سرزمين به امامت او اعتراف كردند و همچنين كسى كه در يمن خروج كرده باشد يمنىها به امامت او معتقد خواهند شد و به همين مناسبت كسى كه در يمن خروج كرده باشد پيشواى زيدىهاى طبرستان و گيلان نخواهد بود و همچنين امام زيدىهاى طبرستان پيشواى زيدىهاى يمن نخواهد شد و بقيه هم به همين روش آرى ، برخى از پيشوايان ايشان سمت پيشوايى كل زيدىها را خواهند داشت از قبيل زيد بن على بن حسين .
و فاضل تفريشى در رجال خود نخست كلام نجاشى را تا شمارش آثارش نقل كرده ، سپس اظهار داشته ممكن است ، ابو محمّد همان شخصيتى باشد كه زيدىها او را پيشواى خود مىدانستهاند و او به نام ناصر الحق معروف بوده است .
نجاشى در ذيل نام حسين بن سعيد اهوازى مىنويسد : شريف ابو محمّد حسن بن حمزة بن على حسينى طبرى ، در ذيل نامهاى كه به ما نوشته ، مرقوم داشته است ، آنگاه كه ابو العباس احمد بن محمّد دينورى از زيارت حضرت رضا عليه السّلام باز مىگشت تمام آثار حسين بن سعيد اهوازى را اجازه داشته ، و اين پيشآمد در سال 300 هجرى و مصادف با روزگار حكومت و
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 394
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٩٤