تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
كسانى هستم كه در كشتن حسين شركت داشتم و چنان كه مشاهده مىكنى هنوز هيچ آسيبى به من نرسيده است . طولى نكشيد به چراغى كه با نفت افروخته بود نزديك شد و خواست فتيله آن را بيرون آورد و تعمير نمايد ، ناگهان انگشتش آتش گرفت و همين كه خواست با فوت دهان ، آتش انگشت را فرو نشاند ، آتش به ريشش افتاد و شعله كشيد پس خود را به آب افكند ، آتش خاموش نشد تا اينكه از شدت آتش مانند زغال ، سياه شد و مرد ! مؤلف گويد : « محب طبرى » اين حديث را در [ ذخائر ص 145 ] روايت كرده و مىگويد : « ابن جراح » اين حديث را روايت كرده است . و « ابن حجر » هم در [ صواعق ص 116 ] با اندك اختلاف لفظى آورده است . « ابو الشيخ » مىگويد : گروهى با هم اجتماع كرده بودند . سخنشان به اينجا رسيد كه هيچ دشمنى در شهادت امام حسين عليه السلام شركت نكرد و اعانت ننمود ، مگر اينكه پيش از مرگ ، به بلائى دچار شد . پيرمردى كه در آن جمع حضور داشت ، گفت : بر خلاف انتظار شما ، من در كشتن حسين دست داشتم و به هيچ بلائى هم گرفتار نشدم . در اين موقع از جاى برخاست تا چراغى را اصلاح كند ، آتش او را گرفت و همواره فرياد مىزد : سوختم ! براى فرونشاندن آتش خود را به آب فرات افكند ، ولى با اين همه ، باز آتش خاموش نشد تا اينكه به آتش هميشگى جهنم و اصل گرديد ! [ همان كتاب 2 / 382 ] به سند خود ، از « على بن عاصم » از « حصين » نقل مىكند ، هنگامى كه شهادت امام حسين عليه السلام فرا رسيد تا سه روز صورت ما را خاكستر فرا گرفته بود ، از وى پرسيدم : در آن هنگام چند سال داشتى ؟ گفت : تازه به سن بلوغ رسيده بودم . [ همان كتاب 2 / 354 ] به سند خود ، از « قرة بن خالد سدوسى » از « ابو رجاء عطاردى » روايت مىكند كه گفت : نسبت به اهل بيت پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 294 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى