عضوى جز پايش كه در ركاب گير كرده بود سالم نماند ! « طبرانى » اين حديث را نقل كرده است .
مؤلف گويد : « محب طبرى » هم اين حديث را در [ ذخائر ص 144 ] آورده است و مىگويد : « ابن بنت منيع » هم آن را ذكر كرده است .
[ ذخائر العقبى ص 144 ] به سند خود ، از مردى از « بنى كليب » روايت مىكند كه امام حسين بن على عليه السلام خطاب به مردم كربلا مىفرمود : به ما آب دهيد ! يكى از همدستان « عمر سعد » دهان مبارك آن حضرت عليه السلام را هدف تير قرار داد .
امام حسين عليه السلام او را نفرين كرد و فرمود : خدا تو را سيراب نكناد ! بلافاصله عطش بر او مستولى شد چنان كه هر چه آب مىآشاميد سيراب نمىشد ، تا اينكه خود را در فرات انداخت و مرد .
« ملا » اين حديث را در « سيره » خود آورده است .
مؤلف گويد : « هيثمى » هم در [ مجمع 9 / 193 ] روايت ياد شده را نقل كرده و افزوده است كه « طبرانى » نيز به نقل آن پرداخته است .
[ همان كتاب ص 144 ] به سند خود ، از « عباس بن هشام بن محمد كوفى » از پدرش روايت مىكند كه در واقعه كربلا ، مردى به نام « زرعه » كه جزو لشكر « ابن سعد » بود ، تيرى رها كرد و چانهء حضرت را هدف تير قرار داد ، در حالى كه امام حسين عليه السلام از آنها درخواست آب مىكرد تا بياشامد . و از سوى ديگر ، « زرعه » ميان آن حضرت و آب فرات حائل شد تا مبادا امام عليه السلام آبى از شريعهء فرات بياشامد ! امام حسين عليه السلام بر او نفرين كرد و گفت : پروردگارا ! او را سيراب مكن ! راوى گفته است : از شخصى ، كه خود شاهد مرگ « زرعه » بود ، شنيدم كه « زرعه » از تشنگى فرياد مىزد و از دست سرما و گرما درمانده شده بود . آتشى از درونش شعله مىكشيد و پشتش از سرما به لرزه درآمده بود و پيش روى خود را باد مىزدند و يخ بر شكمش مىگذاشتند و در پشت سرش آتش روشن كرده بودند ،
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 291
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٩١