داشت سر بالا بردند . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : هيچيك از شما از چنان موقعيتى برخوردار نمىشويد ، تنها كسى كه كفش مرا وصله مىزند از اين مقام برخوردار خواهد شد . در اين هنگام على عليه السّلام آمد . او را مژده داديم ، ليكن على عليه السّلام از شنيدن آن اظهار خوشحالى نكرد ، گويا خودش اين حقيقت را از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده بود .
[ اصابه ابن حجر 1 / قسم 1 / 22 ] به سند خود ، از « اخضر بن ابى اخضر » از رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نقل كرده است كه فرمود : من براى تنزيل قرآن مىجنگم و على عليه السّلام براى تأويل آن مىجنگد .
« متقى » اين حديث را در [ كنز العمال 6 / 155 ] نقل كرده و مىگويد :
« دارقطنى » هم در « الافراد » آن حديث را آورده است .
[ همان كتاب 4 / قسم 1 / 152 ] مىگويد : « باوردى » و « ابن منده » از طريق « سيف بن محمد » از « سرىّ بن يحيى » از « شعبى » از « عبد الرحمن بن بشير » روايت مىكند كه در حضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بوديم . حضرت فرمود :
مردى از شما براى پذيرش تأويل قرآن گردن شما را مىزند ، همانطور كه من براى پذيرش آن ، گردن شما را زدم . « ابو بكر » گفت : من ، همان شخص هستم يا رسول الله ؟ فرمود : نه . « عمر » گفت : من چطور ؟ پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : نه ، ليكن آن شخص كسى است كه اينك كفش تعمير مىكند . ما بسوى آن شخص رفتيم ، ناگهان ديديم ، او على عليه السّلام است كه كفش پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را وصله مىزند . در اين هنگام كه او را در خانه « عايشه » يافتيم ، آن بشارت افتخار آميز را به ايشان داديم .
[ استيعاب ابن عبد البرّ 2 / 423 ] « اعمش » از « ابو عبد الرحمن سلمى » روايت مىكند كه در جنگ صفّين ، در ركاب حضرت على عليه السّلام حضور داشتيم . در آنجا شاهد اين واقعيت بوديم كه وقتى « عمّار ياسر » در جائى از صفين استقرار مىيابد ، اصحاب پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله گرد « عمّار » اجتماع مىكنند ، گوئى شانه و راهنمائى
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 227
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٢٧