« امام احمد » اين حديث را در « مسند » ، « ابو يعلى » در « مسند » ، « بيهقى » در « شعب الايمان » ، « حاكم » در « مستدرك » ، « ابو نعيم » در « حلية » و « سعيد بن منصور » در « سنن » و همه اينها حديث مزبور را از « ابو سعيد خدرى » روايت كردهاند .
[ همان كتاب 6 / 390 ] از « ابو ذر » روايت شده كه در « بقيع غرقد » ( 1 ) حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بودم فرمود : به خدائى كه جان من در دست اوست ، به راستى در ميان شما مردى است كه پس از من براى تأويل قرآن با مردم مبارزه مىكند ، همانطور كه من براى تنزيل قرآن با مشركان نبرد كردم .
آرى آنها براى نپذيرفتن تأويل قرآن كشته مىشوند ، در حالى كه به يكتائى خدا گواهى مىدهند ! و اين كشتار براى جمعى از مردم شگفتآور خواهد بود و در اين هنگام بر ولى الله طعنه خواهند زد و اعتراض خواهند نمود و بر عمل او ( و كشتن مسلمان نمايان ) خشمگين خواهند شد ؛ همانطور كه حضرت موسى عليه السّلام به كارهاى حكمت آميز دوستش در سوراخ ساختن كشتى ، كشتن آن بچه و ساختن آن ديوار ، اعتراض مىكرد . در حالى كه همهء آن كارها از روى حكمت و براى رضاى خداوند متعالى بود . « ديلمى » اين حديث را نقل كرده است .
[ همان كتاب 6 / 391 ] از « ابو سعيد » روايت است كه گفت : در مسجد نشسته بوديم . طولى نكشيد كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله تشريف فرما شد و در جمع ما حضور يافت . و چنان از هيبت آن حضرت ساكت بوديم كه گويا پرندهء مرگ بر سر ما سايه افكنده بود . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله سكوت را شكست و فرمود : همانا يكى از شما براى تأويل قرآن با مخالفان خواهد جنگيد ، آن چنان كه شما براى تنزيل قرآن با
هامش
( 1 ) بقيع ، نام محلى است كه درختان بسيارى در آن باشد و « غرقد » ، به درختهاى بزرگ خاردار گفته مىشود . و محل بقيع را كه داراى درختان بسيار - بخصوص درختهاى خاردار - بود به اين نام ناميدهاند . و گورستان عمومى مدينه بود و آرامگاه چهار تن از ائمه طاهرين : امام حسن مجتبى ، امام زين العابدين ، امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السّلام در آنجاست . ( مترجم )