تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
آن با خبر بود . [ اسد الغابة ابن اثير 3 / 282 ] مىگويد : « سرّى بن اسماعيل » از « عامر شعبى » از « عبد الله بن بشير » روايت مىكند كه حضور حضرت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بوديم . خطاب به ما فرمود : مردى قيام مىكند و براى ظهور تأويل آيات قرآن ، گردنتان را مىزند ، همانطور كه من براى تنزيل قرآن گردن شما را زدم . « ابو بكر » گفت : يا رسول الله ! آيا من همان مرد هستم ؟ فرمود : نه . « عمر » پرسيد : آيا آن مرد ، من هستم ؟ فرمود : نه ، ليكن آن شخص كه كفش مرا وصله مىزند ، همان كسى است كه براى تأويل قرآن گردن مخالفان را مىزند و آنها را نابود مىسازد . همان هنگام على عليه السّلام كفش آن حضرت را وصله مىزد . [ همان كتاب 4 / 33 ] به سند خود ، از « ابو سعيد » روايت مىكند كه همراه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بوديم كه ناگهان بند كفش آن حضرت گسيخت . على عليه السّلام آن را گرفت كه تعمير كند . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله با پاى بىكفش به راه خود ادامه داد و فرمود : همانا مردى از شماست كه براى تأويل و تفسير قرآن با مخالفان نبرد مىكند ، همانطور كه من براى تنزيل و حقانيّت آن جنگيدم . همراهان سر برداشته كه كداميك از آنها از چنان موقعيتى برخوردار خواهد شد . رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آن مرد ، همان كسى است كه كفش مرا تعمير مىكند . براى اينكه از اين موضوع على عليه السّلام را آگاه سازيم و اين بشارت افتخار آميز را به او بدهيم ، بحضورش شرفياب شديم . جريان را گفتيم . هيچ عكس العملى نشان نداد و اظهار خوشحالى نكرد ، گويا قبلا از خود پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده بود . [ اصابهء ابن حجر 1 / قسم 1 / 22 ] به سند خود ، از « اخضر بن ابى اخضر » از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نقل مىكند كه فرمود : همانا مردى از شما است كه براى تفسير و تأويل قرآن نبرد مىكند ، همانطور كه من براى تنزيل و حقانيت آن جنگيدم . اصحاب براى اينكه بدانند كداميك از آنها چنين افتخارى را خواهند