در حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بوديم ، ناگهان بند كفش رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله گسيخته شد .
بلافاصله على عليه السّلام آن كفش را گرفت تا بندش را بدوزد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اندكى حركت كرد و گفت : همانا يكى از شما كسى است كه براى تأويل قرآن با مخالفان نبرد مىكند ، همانطور كه من براى تنزيل آن با مخالفان جنگيدم . در اين هنگام ، افراد كه « ابو بكر » و « عمر » هم در جرگه آنها بودند ، سر بالا كردند و از ميان آنها « ابو بكر » گفت : آيا آن شخص من هستم ؟ حضرت فرمود : نه . « عمر » گفت : آيا من هستم ؟ فرمود : نه ، ليكن آن شخص كه اينك كفش مرا وصله مىزند ، همان مردى است كه براى تأويل قرآن با مخالفان مبارزه مىنمايد . آرى على عليه السّلام بود كه افتخار وصله زدن كفش رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را به عهده داشت . اصحاب كه اين سخن را شنيدند مىگويند : بحضور حضرت على عليه السّلام شرفياب شديم و اين بشارت افتخار آميز را به او داديم . على عليه السّلام همچنان به كار خود مشغول بود ، و سر خويش را هم بالا نكرد و مژدهء ما را پاسخى نداد ؛ گويا پيش از اين ، اين موضوع را از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده بود .
« حاكم » گويد : اين حديث بنا به نظر و شرط « بخارى » و « مسلم » ، صحيح است .
[ مسند امام احمد حنبل 3 / 33 ] به سند خود ، از « ابو سعيد » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : همانا از شما كسى است كه براى تأويل قرآن با مخالفان رزم مىكند ، همانطور كه من براى تنزيل آن با مخالفان جنگيدم . « ابو بكر » و « عمر » از جاى برخاستند و گفتند : آيا ما همان مردى هستيم كه براى تأويل قرآن مىجنگيم ؟ حضرت فرمود : نه ، ليكن آن بزرگوارى كه كفش مرا وصله مىزند ، اين افتخار را خواهد داشت . آرى على عليه السّلام بود كه كفش رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را وصله مىزد .
[ همان كتاب 3 / 82 ] به دو طريق ، از « ابو سعيد خدرى » نقل مىكند كه در انتظار تشريف فرمائى رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نشسته بوديم . فاصلهاى نشد كه پيغمبر
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 224
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٢٤