باب هشتاد و سوّم در بخشى از كرامات و قسمتى از دعاهاى مستجاب حضرت على عليه السّلام
[ فخر رازى در تفسير كبير ] در ذيل آيهء شريفه * ( أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً ) * ؛ آيا مىپندارى كه سرانجام اصحاب كهف و اصحاب رقيم از آيات و نشانههاى ما شگفت آميزتر است . مىنويسد : در روايت آمده است ، يكى از محبّان و ارادتمندان على عليه السّلام كه بنده سياه چهرهاى بود ، دزدى كرد . او را به جرم اينكه دزدى كرده است بحضور على عليه السّلام آوردند . حضرت على عليه السّلام از وى پرسيد : آيا دزدى كردهاى ؟ گفت : آرى ، يا امير المؤمنين ! حضرت على عليه السّلام دستور داد دست او را به جرم دزدى جدا كردند . آن شخص از حضور حضرت على عليه السّلام مرخص شد و در راه به « سلمان فارسى » و « ابن الكرا » ( 1 ) رسيد .
« ابن الكرا » پرسيد : چه كسى دست تو را قطع كرده است ؟ در پاسخ گفت : دست
هامش
( 1 ) ممكن است بجاى « ابن الكوا » ، « ابن الكرا » ضبط شده باشد و در هر حال از ظاهر آن خبر بدست مىآيد كه اين پيشآمد ، در موقعى بوده كه على عليه السّلام به خلافت ظاهرى نرسيده بود و اين هم به گواهى آنست كه در زمان زندگى « سلمان » اتفاق افتاده است . ( مؤلف )