تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
حالت وحى به حالت عادى بازگشت ، معلوم شد در اين مدت ، حضرت على عليه السّلام نتوانسته نماز عصر را بجاى آورد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كه از چگونگى حال على عليه السّلام اطلاع يافت دست به دعا برداشت و عرض كرد : پروردگارا ! على در اين مدت به فرمان بردارى از تو و پيغمبر پرداخته است ، اينكه خورشيد را برگردان ، تا نمازش را بجاى آورد . دعاى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به اجابت رسيد و خورشيد با آنكه غروب كرده بود ، طلوع كرد . « ابن حجر » اظهار مىدارد كه حديث ردّ شمس از جمله احاديثى است كه « طحاوى » سند آن را صحيح دانسته و « قاضى » هم در « الشفاء » سند آن را صحيح شمرده است و « شيخ الاسلام ابو زرعه » سند آن را حسن دانسته و ديگران هم در اين رابطه از وى پيروى كرده‌اند . - تا آنجا كه مىگويد - « سبط ابن جوزى » اظهار داشته است كه در باب ردّ شمس ، حكايت بىسابقه‌اى است كه گروهى از مشايخ عراقى ما آن را براى ما نقل كرده‌اند و گفته‌اند : ما خود گواه بوديم كه « ابو منصور مظفر بن اردشير قباوى واعظ » پس از نماز عصر به منبر رفت و حديث ردّ شمس را عنوان گفتار خود قرار داد و آن را با الفاظ دلنشين آرايش داد و در ضمن آن ، به ذكر فضائل اهل بيت پرداخت . در اين حال ، ابر تاريكى چهرهء خورشيد را پوشانيد ، بطوريكه مردم پاى منبر او گمان كردند خورشيد غروب كرد . در اين هنگام كه « ابو منصور » روى منبر بود ، از جاى برخاست و اشاره به خورشيد كرد و ابيات زير را سرود :
لا تغربى يا شمس حتّى ينتهى مدحى لآل المصطفى و لنجله و اثنى عنانك ان اردت ثنائهم انسيت اذ كان الوقوف لاجله ان كان للمولى وقوفك فليكن هذا الوقوف لخيله و لرجله
وى خطاب به خورشيد گفت : « اى خورشيد تا ثنا گسترى من براى خاندان مصطفى و اولاد پاكيزه گوهر او به پايان نرسيده است ، غروب مكن ! و عنان حركت
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 367 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى