تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
را در اختيار بگير و اگر تو هم مانند من به ثنا گسترى آنان مىپردازى ، فراموش مكن كه بايد به خاطر آنها هم توقف كنى و راه غروب كردن را پيش نگيرى . و اگر توقف كردن تو به خاطر مولا بوده است ، بايد به خاطر وابستگان او هم ، توقف بنمائى ! » شاهدانى كه از جريان باخبر بودند اظهار داشتند كه طولى نكشيد ، ابر بر طرف شد و چهرهء خورشيد نمايان گشت ! مؤلف گويد : « شبلنجى » در « نور الابصار » حكايت مزبور را با اندك اختلافى آورده است و در صفحه 104 مىنويسد : گويند يكى از واعظان بر فراز منبر در مدح اهل بيت و فضائل آنان ، سخن بدرازا كشانيد تا آنجا كه نزديك بود آفتاب غروب كند ؛ آن واعظ خطاب به خورشيد ابيات زير را سرود :
لا تغربى يا شمس حتّى ينقضى مدحى لآل محمّد و لنسله و اثنى عنانك ان اردت ثنائهم انسيت اذ كان الوقوف لاجله ان كان للمولى وقوفك فليكن هذا الوقوف لفرعه و لنجله
در اين هنگام ناگهان خورشيد بازگشت و آن مجلس غرق شادى و سرور گرديد . پايان آنچه از « درر الاصداف » بدست آمده است .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 368 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى