تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
توجه به آنچه گفته شد ، خلافت هر سه تن باطل خواهد بود . از استدلالهائى كه مخالفان آورده‌اند ، اين است كه مىگويند : حديث مورد نظر را با توجه به دو دليل ذيل ، بگونه‌اى حمل مىكنيم كه على عليه السّلام پس از رحلت پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ، خليفه بلافصل نبوده است بلكه خلافت آن حضرت بعد از خلافت آن سه تن ( ابو بكر ، عمر و عثمان ) بوده است . دليل اول : پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله به مردم اطلاع داد كه على عليه السّلام پس از رحلت او ، ولى مسلمانان است . بر خلاف انتظار ، سخن رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مصداق پيدا نكرد و على عليه السّلام پس از رحلت آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله به مقام خلافت بلافصل نايل نيامد ؛ اكنون على عليه السّلام به خلافت ، بلافاصله دست پيدا نكرده است ، چاره‌اى نيست جز آنكه خلافت « بلافصل » على عليه السّلام را ، به خلافت « مع الفصل » حمل كنيم تا گفتار پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله راست باشد و آن حضرت را دروغگو ندانيم ( ؟ ! ) دليل دوم : هر گاه حديث مورد نظر را متوجه به خلافت بلافصل على عليه السّلام بدانيم ، مستلزم مفسدهء بزرگى است و آن اين كه با توجيه مزبور ، امت اسلامى بر امرى كه دليل بر ضلالت و گمراهى است اجماع كرده باشند و اكثر صحابه را كه با « ابو بكر » بيعت كرده و او را به خلافت بر خود برگزيده‌اند ، خطاكار بدانيم ( ؟ ! ) ( پس براى اينكه به گفتار پيغمبر و رأى صحابه لطمه‌اى وارد نشود ، بايد حديث را تفسير به رأى بكنيم ! ) مؤلف گويد : به جان خودم سوگند ، اين ايراد از ايراد نخستين ، ضعيفتر و ناپايدارتر است ؛ به دليل آنكه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله با بيان حديث مورد نظر تصميم نداشته است كه على عليه السّلام را از ولايتى كه مردم آن را براى على عليه السّلام جعل كرده‌اند ، خبر بدهد تا در صورتى كه سرير خلافت بدست آن حضرت قرار نگرفته باشد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله دروغ فرموده باشد ، بلكه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله با ايراد حديث مورد نظر ، از ولايت واقعى آن حضرت كه منصب الهى و مقام ربّانى است و مدار اجماع امت بر محور آن نمىچرخد و آنها از رسيدن به حقيقت آن دورند ، اطلاع داده است