تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
تصرف در امور و شئون آن را داشته باشد آن شخص ، ولىّ آن كار است . به همين دليل سلطان ، ولىّ رعيت است يعنى كسى است كه امر مردم را در اختيار دارد . و حق هر گونه تصرفى در امور و شئون آنها را خواهد داشت و به همين نسبت پدر يا جد ، ولىّ كودك يا ديوانه‌اند و مىتوانند مالك امر كودك و مجنون باشند و در امور و شئون مربوط به آنها تصرفات لازم را انجام بدهند و همچنين كسى كه ولايت زنى را به عهده دارد تا امور همسرى او را فراهم آورد ، و يا ولىّ دم ( خونبها گير ) و يا ولى ميّت كه بايد به كارهاى آنان بپردازد . گاهى لفظ « ولىّ » را به معناى « أولى به تصرف » به كار برده‌اند . و هر گاه اين معنى مورد لحاظ قرار بگيرد ، سلطان اوليتر به تصرف در امور رعيت است از خود آنها ، و پدر و جدّ كه اولويت به تصرف در امور كودك يا مجنون دارند ، اوليتر از خود آنها مىباشند . و مثالهاى ديگر تأييد مىكند كه « ولىّ » در معناى « اولى به تصرف » ، به درستى به كار رفته است و پاره‌اى از اخبار ، بطورى كه پيش از اين اشاره شد ، دلالت بر مقام اولى به تصرف دارد از قبيل : « فهو أولى النّاس بكم بعدى » گاهى گفته‌اند : « ولىّ » به معناى « متصرّف » است . و در اين صورت هر گاه بگويند سلطان ، ولىّ رعيّت است ، كسى را مورد نظر قرار مىدهند كه در امور رعيت حق هر گونه تصرفى را داشته باشد و ولىّ كودك و ولىّ مجنون ، كسى است كه مىتواند در كليهء امور آنها تصرف نمايد . در هر حال ، به معناى معروف و مشهور آن ، چه « مالك أمر » يا « أولى به تصرّف » يا « متصرّف » باشد ، بر كسى اطلاق مىشود كه تسلط و برترى بر غير خود داشته باشد و متصرف در امور و شئون او باشد ؛ بنا بر اين معانى ديگر آن از قبيل : همسايه يا هم سوگند ، از لفظ « ولىّ » كه در حديث آمده است به هيچ وجه مناسب با مقام فعلى ما كه مورد بحث قرار گرفته است ، نيست بلكه هيچگونه نتيجهء مثبتى هم نخواهد داشت . و آنچه را كه مىتوان استثنا كرد ، معناى محبّ ، صديق ، ناصر ، مالك أمر ، أولى به تصرف يا
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 188 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى