چشم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله انگشترى را از انگشت آن حضرت بيرون آورد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كه اين جريان را مشاهده فرمود ، به عرض رسانيد : بار خدايا ! برادرم موسى عليه السلام از تو در خواست نمود كه « پروردگارا ! سينهام را گشاده كن و كارم را برايم آسان گردان و گره از زبانم بگشاى تا سخنان مرا بفهمند ؛ و وزيرى از خاندانم براى من قرار ده ؛ برادرم هارون را ، تا با او پشتم استوار گردد و در كارم - او را - شريك ساز » ( سوره طه / آيهء 25 - 23 ) تو در پاسخ او در قرآن كريم فرمودى : به زودى بازوى تو را به كمك برادرت استوار خواهم ساخت و برايتان تسلط و قدرتى قرار مىدهيم كه دشمنان به شما نرسند . اينك ، من محمد ، فرستاده و برگزيدهء توام . خدايا ! سينهام را گشايش ده و كار مرا آسان گردان و على عليه السّلام كه از خاندان من است ، به وزارت من برگزين و او را پشتيبان من قرار ده . « ابوذر » گويد : به خدا سوگند ! هنوز سخن و تقاضاى رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله به پايان نرسيده بود ، « جبريل » نازل شد و خطاب به رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ، گفت : اى محمد ! بخوان كه : * ( إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُه ) * . . .
مؤلف گويد : « شبلنجى » در [ نور الابصار ص 170 ] اين روايت را آورده و اظهار مىدارد كه اين روايت را « ابو اسحاق احمد ثعلبى » در تفسيرش نقل كرده است .
[ زمخشرى در كشّاف ] در ذيل تفسير آيه * ( إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله ) * مىنويسد :
جمله * ( وَهُمْ راكِعُونَ ) * ، جمله حاليه است از براى * ( يُؤْتُونَ الزَّكاةَ ) * ؛ به اين توضيح كه اعطاء زكات را در حالى انجام دادند كه در ركوع بودند . اين آيه در شأن على عليه السّلام نازل شده است و مصادف با هنگامى است كه حضرت على عليه السّلام در ركوع بود و در اين هنگام ، بينوائى وارد شد و از مردم تقاضاى كمك كرد . على عليه السّلام انگشترى را كه در انگشتش بود بسوى او افكند ؛ از اين عمل پيداست كه انگشترى چسبيده به انگشت آن حضرت نبوده تا براى بيرون آوردن آن مرتكب عمل زيادى بشود و در نتيجهء آن ، نمازش باطل گردد .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 194
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٩٤