آن ، « وارث » است ؛
آنجا كه فرموده است * ( وَلِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالأَقْرَبُونَ ) * ( سوره نساء ، آيه 33 ) ؛ بر هر كس ، وارثانى قرار داديم ، كه از ميراث پدر و مادر و نزديكان ارث ببرند . و امثال اين معانى آمده است . در طى معانى مختلفى كه براى « مولا » بيان كرديم ، كاملترين و مهمترين و مشهورترين و ظاهرترين معانى مولا ، به كسى گفته مىشود كه اوليتر بر ديگرى از خود او باشد ؛ بنا بر اين مولا متوجه به هر شخصى است كه مقام عالى و رفيعى داشته باشد كه ديگران همواره از او پيروى نمايند و فرمانش در آنها نفوذ داشته باشد ؛ بطوريكه به او بگويند : « انت مولاى » ، يعنى تو كسى هستى كه از خود من به خودم اوليترى .
و همين معنا را مىتوان از مالك رقبه ( كسى كه زر خريدى دارد ) استفاده كرد و اين شخص اوليتر بر بندهاش مىباشد از خود او ؛ به دليل آنكه آقا در كليهء امور و شئون بندهء خود حق تصرف دارد و بنده چيزى از خود ندارد و بار گرانى است بر دوش مولاى خود و نيروى كارى هم از خود ندارد . با توجه به آنچه گفتيم ، به اين نتيجه مىرسيم كه مالك رقبه ( آقا ) ، معناى مستقلى براى لفظ مولا نبوده است تا بتوان آن را در برابر كسى كه اوليتر بر ديگرى از جان او باشد ، به كار برد ، بلكه مالك رقبه از مصاديق و افراد اولى به نفس و حدّ جامع ميان اولى به نفس و مالك رقبه مىباشد و پيش از اين هم گفتيم كه مولا كسى است كه از مقام عالى و رفيعى برخوردار است و همگان از او پيروى مىكنند و حبل اطاعت او را به گردن مىنهند و فرمانش همگان را فرا گرفته است ؛ بنا بر اين هر كسى كه از چنين موقعيتى برخوردار است ، نسبت به پائينتر از خودش مولاى او بشمار مىآيد و به عبارت ديگر ، اوليتر از او ، به او مىباشد . اعم از اينكه مالك او باشد كه اگر بخواهد او را به ديگرى بفروشد ، يا چنان مالكيتى نداشته باشد .
كوتاه سخن اينكه لفظ « مولا » در بيان شريف رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله كه فرموده است :
« من كنت مولاه فعلىّ مولاه » ، منحصر به همان معناى اولويت به نفس
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 150
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٥٠