احمد بن محمد بن سعيد بن عقده » در كتابى به نام « الموالاة » آورده است و از صد و پنج طريق ، حديث مزبور را روايت كرده است . باز « قندوزى » گويد : از « ابو المعالى علامه على بن موسى بن محمد جوينى » ملقّب به « امام الحرمين » ( استاد ابو حامد غزالى ) نقل شده است كه با كمال شگفتى مىگفت : كتابى در بغداد در دست صحّاف ديدم كه مشتمل بر روايات غدير خم بود و مهمتر آنكه پشت جلدش نوشته بود : مجلد بيست و هشتم از طرق فرمايش رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله
« من كنت مولاه فعلىّ مولاه » و در پى آن مجلد بيست و نهم در طرق روايت مزبور است ! !
تا به اينجا آنچه را مرقوم داشتيم ، مربوط به « سند » حديث بود . امّا دلالت حديث غدير : دلالت حديث غدير بر حقيقت ولايت بلافصل حضرت على عليه السّلام از لحاظ قرائن حالى و مقالى مىباشند ، به اين توضيح كه : لفظ « مولا » در لغت عرب ، متوجه به معانى چندى است از قبيل : مالك ، عبد ، معتق ( بنده آزاد كن ) ، عتيق ( غلام آزاد شده ) ، محبّ ( علاقه مند ) ، جار ( همسايه ) ، حليف ( هم سوگند ) و عصبه ( پيوند خانوادگى ) ؛ چنان كه خدا هم فرموده است * ( إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي ) * ( سوره مريم ، آيه 5 ) ؛ ( زكريّا گفت ) من از بستگانم بعد از خودم ، بيمناك هستم ( از اينكه از دين تو حراست نكنند ) . اين گونه موالى را از آنجهت به اين عنوان ناميدهاند كه از جهت پيوندى ، نزديكتر از ديگرانند و اين معنى از « ولىّ » به معناى « قرب » استفاده شده است . معنى ديگر « مولا » ، « ناصر » است ؛ چنان كه حق تعالى فرموده است * ( ذلِكَ بِأَنَّ الله مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ ) * ( سوره محمد ، آيه 11 ) ؛ يادآورى شده است بدان خاطر مىباشد كه خداى تعالى ياور مؤمنان است و كافران ياورى ندارند . معناى ديگرش ، دوست است ؛ چنان كه فرموده است * ( يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً ) * ( سوره دخان ، آيه 41 ) ؛ روزى كه به اندازهء پشيزى دوستى از دوست ديگر بهرهمند نمىباشد . معناى ديگر
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 149
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٤٩