نه بيرون آرد « 1 » خداى كينهاى ايشان ؟
30 - و اگر خواهيم بنماييم شان كه شناخته آيند ايشان بسيماى ايشان ، و بشناسى ايشان را اندر پيچيدن گفتار ، « 2 » ، و خداى داند كردارهاى شما
31 - و بيازماييم شما را تا بدانيم جهاد « 3 » كنندگان را از شما و صبر كنندگان را « 4 » و بيازماييم خبرهاى شما
32 - كه آن كسها كه كافر شدند و دور شدند « 5 » از راه خداى عزّ و جلّ ، و خلاف كردند رسول را - از پس آنك پيدا شد « 6 » ايشان را راه راست - و نه زيان دارد خداى را چيزى ، و تباه « 7 » كند كارهاى ايشان
33 - اى آن كسها كه بگرويديد فرمان بريد خداى را و فرمان بريد رسول او را ، و مه تباه كنيد كردارهاى شما
34 - كه آن كسها كه كافر شدند و دور شدند « 8 » از راه خداى عزّ و جلّ ، پس مردند « 9 » و ايشان كافر مردند ، نه آمرزد خداى ايشان را
35 - و مه سستى كنيد و بخوانيد سوى صلح ، « 10 » و شما برترانيد ، و خداى با شماست ، و نه كاهد شما را كارهاى شما
36 - كه زندگانى اين جهان بازى و خرّم دينى است ، و اگر
هامش
( 1 ) بيمارى بود - يعنى شك و نفاق - كه بيرون نيارد . ( صو )
( 2 ) و اگر بخواستيمى بنموديمى به تو ايشان تا بشناختى ايشان را بنشانهاى روى ايشان و بشناسى ايشان را اندر گزاردن گفتار . ( صو )
( 3 ) كارزار . ( صو )
( 4 ) و شكيبايان را . ( صو )
( 5 ) نگرويدند و برگشتند . ( صو )
( 6 ) پديد آمد . ( صو )
( 7 ) و زود تباه .
( صو )
( 8 ) بدرستى كه آنانك نگرويدند و برگشتند . ( صو )
( 9 ) باز بميرند .
( صو )
( 10 ) آشتى و صلح . ( صو )