تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1694

مساهمون:

ص١٦٩٤
و حقّا كه كافران را نه دوست ايشان را « 1 » 12 - كه خداى عزّ و جلّ اندر آرد آن كسها را كه بگرويدند و كردند نيكيها اندر بهشتها كه مىرود از زير آن جويها ، و آن كسها كه كافر شدند بر خوردارى بر مىدارند و مىخورند چنان كه خورند چهارپايان و آتش جايگاه ايشانست « 2 » 13 - چند از ديهى كه آن سخت‌تر و بنيروتر از ديه تو « 3 » آنكه بيرون كردند ترا تباه كرديم ايشان را و نيست يارى كننده « 4 » ايشان را 14 - اى آن كس كه هست بر پيدا اى از خداوند او چنان كه آراسته شد او را بدى كردار او ، و پس روى كردند آرزوهاى ايشان را ؟ « 5 » 15 - داستان بهشت آنكه وعده كرده شد پرهيزكاران را ، اندر آنجا جويها ايست از آبى ناگنديده ، « 6 » و جويها از شير كه نگردد طعم و مزهء آن ، و جويها از مى با طعم و مزه آشامندگان را ، و جويها از انگبين صافى كرده ، « 7 » و ايشان را اندر آن جا از همه ميوه‌ها باشد ، و آمرزش از خداى ايشان ، چنان كسى بود كه او باشد اندر آتش ، و بچشانند او را آبى گرم و ببرند گلوگاه ايشان ؟ « 8 » 16 - و از ايشان « 9 » كه گوش مىدارد به تو تا چون بيرون آيند از نزديك تو گويند آن كسها را كه بدادندشان علم و دانش : چه گفتند « 10 »
هامش
( 1 ) اين بدانست كه خداى يار و نگاه‌دار آن كسهاست كه بگرويدند و مر ناگرويدگان را نيست يار و نگاه‌دار مر ايشان را . ( صو ) ( 2 ) ستوران و آتش جاى بودن ايشانست . ( صو ) ( 3 ) كان سختر بود بنيرو از ديه تو يعنى مكه . ( صو ) ( 4 ) و نبود يارى - دهنده مر . ( صو ) ( 5 ) هرگز باشد آن كسى كه بر حجتى باشد يا بر بينايى از خداوند خويش چون آن كسى كه آراسته شود مر او را بدى كار وى ، و بدم رفتند آرزوهاى خويش را ؟ ( صو ) ( 6 ) از آب ناگنده گشته . ( صو ) ( 7 ) پاكيزه گردانيده . ( صو ) ( 8 ) و بخورانندشان آبى گرم پاره پاره گرداند رودكانيهاى ايشان . ( صو ) ( 9 ) و از ايشان كسى است كه . ( صو ) ( 10 ) چه چيز گفت . ( صو )