اكنون ؟ ايشانند آن كسها كه مهر كرد خداى عزّ و جلّ بر دلهاى ايشان ، و پس روى كردند كام و هواى نفس ايشان را « 1 »
17 - و آن كسها كه راه يافتند « 2 » بفزود ايشان را راه راست ، و بداد ايشان را پرهيزكارى ايشان
18 - هيچ مىنگرند مگر رستخيز « 3 » كه آيد بديشان ناگاه ؟ و بدرستى كه آمد نشانهاى آن ، « 4 » [ از كجا باشد ايشان را چون ] آيد بديشان ياد كرد ايشان را ؟ « 5 »
19 - بدان كه او نيست خدايى مگر خداى عزّ و جلّ ، و آمرزش خواه گناهان ترا و مؤمنان را و زنان مؤمنه را . و خداى عزّ و جلّ داند جايگاه بازگشتن شما و جاى باز شدن شما « 6 »
20 - و گفتند آن كسها كه بگرويدند : چرا نه فرو فرستادند سورتى ! و چون فرو فرستاده شد سورتى [ محكمه يعنى استوار كرده و ياد كرده شد ] « 7 » اندان كارزار بينى آن كسها را كه اندر دل ايشان بيمارى است « 8 » مىنگرند سوى تو نگرستنى بىهش [ بر وى « 9 » از مرگ ،
هامش
( 1 ) و بدم رفتند آرزوهاى خويش را . ( صو )
( 2 ) كه راه راست گرفتند . ( صو )
( 3 ) جير چشم دارند مگر قيامت . ( صو )
( 4 ) ازين جا به بعد ، اوراق نسخهء كتابخانهء سلطنتى كه متن منتخب است جاى جاى صحافى و و صالى شده . و كلماتى چند محو و نيست است چونان كه مطلقا خوانده نمىشود و بناگزير از نسخهء ايا صوفيا نقل و ميان دو قلاب [ ] قرار داده مىشود .
( 5 ) پند ايشان . ( صو )
( 6 ) بدانك نيست خدايى مگر خداى و آمرزش خواه از گناه خويش و مر گرويدگان را از مردان و مر گرويدگان زنان و خداى بداند گشتن شما و باشيدن شما . ( صو )
( 7 ) و گفتند آن كسها كه بگرويدند چرا نه فرو فرستاده آمد سورهء ، چون فرو فرستاده آمد سورهء محكمه - يعنى استوار كرده - و ياد كرده شد . ( صو )
( 8 ) دلهاى ايشان بيماريست - يعنى شك و نفاق - ( صو )
( 9 ) نگرستن هوش رفته بر وى . ( صو ) [ و ازينجا يك و رق از نسخهء متن افتاده است كه از نسخهء « صو » نقل شد تا آيهء 29 ]