پس اين هفت تن سوى گروه خويش شدند ، و قومان خويش همه را گرد كردند ، و دين پيغامبر برايشان عرضه كردند ، و همه اندر پذيرفتند و قبول كردند و مسلمان گشتند .
و بعد ازان چون پيغامبر عليه السّلم هجرت كرد و بمدينه رفت اين هفت تن پيش پيغامبر عليه السّلم آمدند و گفتند كه يا رسول اللَّه ما پيش گروه خويش رفتيم و دين تو برايشان عرضه كرديم ، و همه اندر پذيرفتند و مسلمان گشتند ، و اكنون مىخواهند كه ترا بينند و سخن تو بشنوند و جمله بوادى الجنّ گرد آمدهاند .
و اين وادى الجن جايگاهى است بيك فرسنگى مدينه بر راه باديه ، و در شب هيچ كس آنجايگاه نيارد گذشت ، از سهم و هول كه آنجا باشد .
و اين پريان مسلمان بودند ، و اين پريان آنجا گرد آمدند ، و پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم با ايشان وعده كرد كه يك شبى بيرون آيد و پيش ايشان رود . و اين حديث ايشان گفته آيد بجايگاه خويش ، و اين جايگاه غرض حديث الجنّ بود كه خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ
. « 1 » و چون بجايگاه خويش رسيم بشرح گفته آيد .
و السّلم .
هامش
( 1 ) الاحقاف 29