تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1689

مساهمون:

ص١٦٨٩
عليه السّلم . پس او را به مسجد خواندند و گفتند كه ما ترا انصاف بدهيم . اگر خواهى ما خداى ترا بپرستيم و به پيغامبرى تو ايمان آوريم ، بايد كه تو نيز خدايان ما را بپرستى و ايشان را سجد كنى تا ما نيز خداى ترا بپرستيم و او را سجده كنيم ، تا تو هم دين ما دارى و هم ما دين تو ، تا اگر دين ما بهتر است تو از دين ما بهره دارى ، و اگر دين تو بهتر است ما از دين تو بهره داريم . پس خداى عزّ و جلّ اين آيت بفرستاد :
قُلْ : أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجاهِلُونَ ؟ وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ . بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ
. « 1 » پس تا ابو طالب زنده بود هيچ كس را زهره و ياراى آن نبودى كه پيغامبر عليه السّلم را رنجى نمودى ، و يا ياران او را رنجانيدندى . پس چون ابو طالب بمرد كار بر پيغامبر عليه السّلم دشوار شد و او را و يارانش را مىرنجانيدند ، و دشنام‌شان مىدادند ، و سنگ از دنباله‌شان مىانداختند و پيغامبر و يارانش سخت در رنج بودند . و پس هجرت كرد و بطايف رفت . و چون بدان جا رسيد مردمان طايف او را در نپذيرفتند ، و قبولش نكردند ، و بازگشت ، و باز آمد . و چون بنزديك مكّه رسيد مكّيان را خبر شد كه پيغامبر عليه السّلم از طايف باز گرديد ، و او را در نپذيرفتند ، و قبولش نكردند ، و گفتند كه ما برويم و رها نكنيم تا در مكّه آيد . پس چون پيغامبر عليه السّلم ببطن النّخله برسيد آن شب آنجا بيستاد ، و اندر آنجايگاه بشب در نماز همى كرد ، و قرآن همى خواند ، و هفت
هامش
( 1 ) الزمر 65 - 64