كشت گربه چشم و سرخ موى .
پس چون اشتر را كشته بودند صالح عليه السّلم بيامد با خلقى ، و خواستند كه آن بچهء او را بگيرند ، و نگاه دارند تا بميان ايشان اندر همى باشد . و هر چند كه از پس آن بچه اشتر همى رفتند او را اندر نيافتند . پس آن بچه اشتر سه بانگ بكرد و از پيش ايشان ناپديد شد . پس صالح آن قوم را گفت كه ، باز گردى كه شما او را اندر نيابيد . و آن سه بانگ كه او بكرد علامت آنست كه تا سه روز شما را عذاب خواهد آمد . و هم چنان بود كه صالح عليه السّلم همى گفت . و چون سه روز برآمد آوازى از آسمان بيامد و ايشان همه بدان آواز هلاك شدند . و اين قصّه نيز بسورة الشعراء بتمامى گفته آمدست . « 1 » و اما گروه نوح نيز هم فرمان نوح نبردند و مسلمان نشدند و بخداى عزّ و جلّ بنگرويدند ، و نوح عليه السّلام را چندانى برنجانيدند . پس ايشان را نيز بطوفان آب غرقه گردانيد . و اين قصّه نيز گفته آمدست بسورة هود اندر بتمامى .
و همچنين قارون را با آن همه گنج و خواسته به زمين فرو برد از جهت آن كه چون مالش فراوان گشت بخداى عزّ و جلّ عاصى شد و حق خداى تعالى ازان مال و خواسته بنداد ، پس او را با گنج و خواسته كه داشت جمله به زمين فرو برد . و اين قصّه نيز بتمامى گفته آمدست بجايگاه خويش .
و اين آنست كه خداى عزّ و جلّ گفت :
فَكُلًّا أَخَذْنا بِذَنْبِهِ ، فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِ حاصِباً ، وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ ، وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنا بِهِ الْأَرْضَ ، وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنا ، وَ ما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
. « 2 »
هامش
( 1 ) مجلد پنجم ص 1190
( 2 ) العنكبوت 40