تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1633

مساهمون:

ص١٦٣٣
قحط بر ما آمد ، و ما خود رسولان بيرون كنيم ، و قربانها بفرستيم ، تا بحرم خداى روند ، و ما را از آسمان باران خواهند . و رسم كافران بعرب در چنان بودى كه هر وقتى كه ايشان را كارى بزرگ پيش آمدى و يا حاجتى مهم افتادى ، بدين كعبه كه مسلمانان حجّ كنند كسها فرستادندى ، و قربانها كردندى ، و از انجا خواستندى ، و گفتندى كه اين خانهء خداى آسمان است . پس گفتند كه ما خود كس فرستيم تا دعا كنند و ما را باران خواهند . پس قوم عاد سه رسول بيرون كردند على رغم هود عليه السّلم را ، و هود را گفتند كه تو ديوانه‌اى و ما دعاى تو نمىخواهيم . پس اين سه رسول بيرون كردند : يكى از ايشان لقمن بن لقيم بود . و لقمن پنهان بهود عليه السّلم بگرويده بود . و ديگر مرثد و او نيز با هود دل يكى داشت . سه ديگر قيل بن واقد « 1 » بود و اين قيل كافر بود و هواى قوم عاد خواست . پس ايشان هر سه تن را بيرون كردند و با ايشان بسيار قربانها بفرستادند از اشتر و گاو و گوسفند ، و ايشان بمكّه رفتند ، و آن قربانها بدشت بيرون كردند بعلف خوار . و لقمن و مرثد « 2 » بمكّه بنشستند و مهمانيها همى خوردند كه ايشان بمكّه خويشان داشتند . و هر چندان قيل ايشان را مىگفت كه برخيزى و قربان بكنيد كه آن قوم ما بدان قحط اندر گرفتارند ، ايشان اين قيل را دشنام دادندى ، و با او خشم كردندى ، و گفتند كه اگر آن قوم ما خواستندى كه ازان قحط برهند فرمان هود پيغامبر بردندى عليه السّلم . و چون فرمان او نبردند اكنون اين قربان چه سود دارد ايشان را ؟
هامش
( 1 ) وافد . ( صو ) ( 2 ) بگيا خوردن . و اين لقمن و اين مرثد . ( صو )