تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1635

مساهمون:

ص١٦٣٥
قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا
. « 1 » پس چون بنزديك ايشان رسيد آن باد صرصر عاتى بيرون آمد ازان ابر ، و صرصر سخت باشد ، و عاتى بىفرمان باشد . پس چون بدان حال بيرون آمد ، و بديشان اندر خفت ، ايشان همه صفها بر كشيدند و پايها به زمين بر زدند و تا زانو به زمين اندر نشستند از نيرويى كه داشتند ، گفتند كه تا باد را غلبه كنيم و بما زبانى نتواند كرد . پس آن باد اندر آمد و ايشان را از زمين بر كشيد و تا عنان آسمان به هوا اندر ببرد و پس از انجاشان بر زمين زد و همه را هلاك كرد . و آنجايگاه بيوكند . و خداى عزّ و جلّ ايشان را ماننده كرد بدرختان خرما كه از اصل و بيخ بيرون انداخته باشند :
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ
. « 2 » يعنى ساقطة . و هيچ خلق از ايشان نماند چنان كه گفت :
فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِيَةٍ
. « « 3 » » و آن قوم عاد بدان باد صرصر عاتى هلاك شدند . و گروهى از مفسّران گفته‌اند كه عاتى بادى باشد بىرحمت كه اندر و هيچ رحمت نباشد تا هلاك كند . و اين قصّهء عاد و عاديان بتمامى گفته آمدست بسورة الشعراء ، « 4 » و اين جايگاه اين قدر گفته آمد از بهر آن كه ايشان بدان قوه و نيرو خويش غرّه شده بودند ، و با خداى عزّ و جلّ عاصى شده ، ايشان را بباد هلاك گردانيد .

هلاكت ثموديان « 5 »

و امّا ثموديان قوم صالح بودند و ايشان بيك بانگ هلاك شدند . بدان وقت كه صالح عليه السّلم آن اشتر با بچه ازان كوه و سنگ بيرون آورد ، و آن اشتر بميان ايشان اندر همى بود ، و چون آن اشتر را بكشتند ، آن گه عذاب ايشان را اندر يافت . و آن اشتر را مر يكى كودك « 6 »
هامش
( 1 ) الاحقاف 23 ( 2 ، 3 ) الحاقة 78 ( 4 ) مجلد پنجم ص 1178 ( 5 ) هلاك شدن ثموديان . ( صو ) ( 6 ) غلام . ( صو )