تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1606

مساهمون:

ص١٦٠٦
و به زبان موسى ازان سوختن زبان گرهى برش افتاد و « 1 » سخن نيك نتوانستى گفت . چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت در آن وقت كه او را پيش فرعون مىفرستاد . گفت :
وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي . يَفْقَهُوا قَوْلِي
. « 2 » گفت يا ربّ تو اين گره از زبان من بردار تا خداى عزّ و جلّ آن گره از زبان او برداشت . پس آن روز چون دست بيرون آورد و آن آتش برداشت و اندر دهان نهاد و دست و زبان او بسوخت ، پس آسيه مر فرعون را گفت كه اكنون ترا پيدا آمد كه اين كار بكودكى و نادانى كرد . پس فرعون دست ازو بداشت . و مادرش او را هم چنان همى داشت و همى پرورد تا موسى بزرگ شد . پس موسى پيش فرعون رفتى ، و سخنهاى نيكو پيش او گفتى ، و فرعون او را دوست گرفت . و هر كجا فرعون همى رفتى موسى را با خود همى بردى ، و مردمان همه او را پسر فرعون خواندندى . و چون موسى ببلاغت برسيد فرعون او را زنى بداد و بمصر اندر كارهاى بزرگ كردند و گفتند كه پسر فرعون زن خواسته است و خرّميها فراوان كردند . و چون يك چند برآمد هر كجا فرعون همى رفتى موسى با او همى رفتى ، و چون فرعون جايى رفته بودى موسى از دنبالهء او برفتى ، و همه شهر مصر همى گفتند كه پسر فرعون آمد . پس يك روز فرعون بيرون رفته بود ، بر كنارهء مصر دهى بود او را بدان ديه بمهمانى برده بودند ، و موسى عليه السّلم از پس فرعون بدان
هامش
( 1 ) و بر زفان موسى عليه السلام ازان آتش گرهى برافتاد كه . ( صو ) ( 2 ) طه 28 - 27
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1606 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى