تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1604

مساهمون:

ص١٦٠٤
برگرفتند و پيش آسيه بردند . و احوال چنان كه رفته بود و ديده بود و شنيده جمله باز گفت ، و بگفت كه اكنون دايه‌اى طلب مىكنند و او شير هيچ دايگان بنمىستاند . آن گه مادر موسى برخاست و بخانهء فرعون رفت ، و موسى را به دو دادند ، و هم آن گاه چون شير مادر ديد حالى باز خورد . « 1 » پس آسيه او را گفت كه اى زن تو اين جايگاه پيش ما باز ايست و اين كودك را شير مىده كه ما ترا تيمار داريم و نيكو بداريم . مادر موسى گفت كه من شوهر دارم و كودكان بسيار دارم ، و ايشان را آنجا رها نتوانم كرد . اگر خواهى من او را بخانهء خود برم ، و مىپرورم ، و تيمارش همى دارم ، و هر به پنج روز او را پيش تو مىآورم تا او را مىبينى . پس آسيه گفت كه روا باشد . پس آسيه موسى بمادر خود باز داد و هر چه او را به كار بايست از نعمت و خواسته و لباس همه او را بداد . و مادر موسى فرزند خود را برگرفت و با مال و نعمت فراوان بخانهء خود باز شد ، و آن روز اوّل او را برود انداخت « 2 » و ديگر روز با آن همه نعمت و خواسته او را به خانه بازآورد . و هر به پنج روزى او را برگرفتى و پيش آسيه بردى ، تا موسى پنج ساله گشت . پس يك روز پيش آسيه آورد ، و آسيه با او بازى همى كرد چنان كه قاعدهء كودكان و طفلان باشد . پس فرعون پيش او اندر آمد ، و آسيه موسى را برگرفت و در كنار فرعون نهاد ، و چون در كنار فرعون
هامش
( 1 ) مريم بازگشت سوى مادر موسى عليه السلام آمد و او را بخانهء فرعون برد . موسى عليه السلام بمادر دادند و شير مادر خويش فراز گرفت و شير بخورد . ( صو ) ( 2 ) باز آورد با بسيار نعمت و سوزيان . يك روز او را برود نيل افكند . ( صو )