تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1585

مساهمون:

ص١٥٨٥
و آن اسلام بود ، و ثواب بهر دو جهان . پس گفت :
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
؟ « 1 » و اين را دو معنى گفته‌اند يكى گفتند كه اين عبده پيغامبر است صلّى اللَّه عليه و سلّم ، گفت نه بسند است « 2 » پيغامبر را كه او را چون ابو بكر يارى داد . و ديگر گفته‌اند كه اين عبده اين جايگاه ابو بكر است . گفت نه خداى بسنده است ابو بكر را كه او را از كفر باسلام آورد ، و او را با پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم صحبت داد . و اين هر دو معنى نيكو است . و پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم گفته است كه : اگر ايمان جمله خلايق از عهد آدم باز تا فناى عالم در كفه‌اى ترازو نهند و ايمان ابو بكر صدّيق رضى اللَّه عنه در كفه‌اى ديگر نهند ايمان ابو بكر زيادت آيد . و اين خبر چنان است كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم گفت كه : هر آن كسى سنّتى نيكو بنهد او را از آن سنّت نهادن مزد باشد ، و هر كى آن سنتت را بپاى دارد همچندان كه او را مزد باشد كه آن به كار داشته باشد اين كس را كه نهاده باشد هم چندان مزد باشد . پس ايمان آوردن با پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم اول سنّتى بود كه ابو بكر صدّيق رضى اللَّه عنه نهاد . پس ابو بكر را از آن ايمان آوردن كه در اوّل او آورد ثوابها حاصل شد ، و اين سنت اول او نهاد ، پس تا دامن قيامت هر كس كه ايمان مىآورد او را ثواب آن حاصل مىآيد و هم چندان ثواب كه او را حاصل آيد ابو بكر صدّيق رضى اللَّه عنه را نيز حاصل باشد ، پس بدين حكم ايمان همه خلقان با ايمان ابو بكر صدّيق برابر كنند ، و آن ابو بكر رضى اللَّه عنه زيادت آيد ، و اين فضلى است بر حكم پيغامبر صلّى اللَّه عليه كه هيچ
هامش
( 1 ) الزمر 36 ( 2 ) نه خداى بسنده است . ( صو )