شدند كه ايشان خداوندان آتشاند « 1 »
7 - و آن كسها كه بر دارندگان عرشاند و آنك كرد بر گرد آنند به پاكى ياد كنند بسپاس خداى ايشان ، « 2 » و بگروند بوى ، و آمرزش همىخواهند آن كسها را كه بگرويدند كه : بار خداى ما « 3 » فراخ كردى هر چيزى بخشايشى و دانشى ، بيامرز آن كسها را كه توبه كردند و پس روى كردند « 4 » راه ترا ، و باز دار از ايشان « 5 » عذاب دوزخ
8 - بار خداوند ما و اندر آرايشان را ببهشت عدن « 6 » آنك وعده كردى ايشان را و هر كى بصلاح و سامان باشد از پدرانشان و زنانشان و فرزندانشان ، كه توى تو بىهمتا و درست كار و درست گفتار
9 - و بازدار از ايشان « 7 » بديها ، و هر كى بپرهيزد « 8 » از بديها آن روز و بدرستى كه ببخشودى او را ، و آنست آن رستگارى بزرگ
10 - كه آن كسها كه كافر شدند آواز دهندشان دشمنى خداى عزّ و جلّ بزرگتر از دشمنى شما تنهاى شما را چون بخوانندتان سوى گرويدن كافر شديد
11 - و گويند : بار خداوند ما بميرانيدى ما را دو بار و زنده گردانيدى ما را دو بار مقر آمديم ما بگناهان ، هست ما را سوى بيرون شدن هيچ راهى ؟ « 9 »
12 - آن تانست بدان كه چون بخواندندتان « 10 » بخداى يگانه كافر
هامش
( 1 ) باشندگان آتش گردند . ( صو )
( 2 ) بر مىدارند عرش را و آن كسها كه گرداگرد عرشند تسبيح كنند بستايش خداوند خويش . ( صو )
( 3 ) گويند :
خداوند ما . ( صو )
( 4 ) و بدم رفتند . ( صو )
( 5 ) و نگه دارشان از . ( صو )
( 6 ) درنگى . ( صو )
( 7 ) و نگاه دارشان از . ( صو )
( 8 ) و آن را كه نگاهدارى .
( صو )
( 9 ) اقرار آورديم بگناهان خويش هيچ سوى بيرون رفتن راهست ؟ ( صو )
( 10 ) گويند : اينتان بدانست كه همىخواندند . ( صو )