تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1567

مساهمون:

ص١٥٦٧
برغم « 1 » باشد و با صبر بود . پس آن شخص نيز بيرون شد و آن سه ديگر بيامد ، و دستورى خواست ، و اندر آمد ، و سلام كرد ، و سليمان عليه السّلم جواب داد و گفت كه تو كيستى . گفت من اوميدم . سليمان عليه السّلم گفت كه چه نيكو صورتىاى و نيكو خلق ، بايد كه پيوسته با من باشى و با من صحبت كنى و بخ بخ باد ترا كه اندر جهان چون تو هيچ كس نيست « 2 » از بهر آن كه همه خلق به تو زندگانى كند و مرگ ايشان و زندگانى جمله خلقان به تو است « 3 » و بايد كه هروزى پيش من آيى . و از ميان اين هر سه اوميد را برگزيد از بهر آن كه عالم همه « 4 » بر اوميدست . و السّلم .
هامش
( 1 ) شايد « پر غم » ( 2 ) چه نيكو صورتى و نيكو خلقى . خواهم كه با هم صحبت كنيم و بخ بخ باد ترا كه اندر جهان بهتر از تو نيست . ( صو ) ( 3 ) كنند و مرگ و زندگانى از بهر تو است . ( صو ) ( 4 ) از بهر آنك كارهاى جهان . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1567 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى