غافل شدم تا آفتاب فرو شد . پس گفت :
رُدُّوها عَلَيَّ
. باز گردانيد به من اين اسبان را همه ، و دستهاشان ببريد و گردنهاشان بزنيد . و اين آنست كه خداى عزّ و جلّ گفت :
فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ
. « 1 » و اين فصل كه ياد كرده شد تفسير همه مفسّران است ، گفتار ابن عباس و قتاده و مقاتل و اندر كتابهاى ايشان همه همچنين است . و لكن علما و حكما و مفسّران اندرين مناظره كردهاند اندرين آيت و گفتند « 2 » كه ، اگر سليمان عليه السّلم را سهوى افتاد و او را نماز از وقت برفت ، آن اسبان را چه گناه كرده بودند كه « 3 » ايشان را همى بايست كشت ، و دست و پايشان همى بايست بريد ! و اين معنى نه صواب است بر پيغامبران مرسل كه بر چهارپايان ستم كنند ، و بكشند ، يا بارى زيادتى برايشان نهند ، و اگر كسى بارى افزونى بر چهار پايى نهد بر پادشاه وقت واجب است كه او را ملامت كند ، و تأديب كند ، و بار ازو فرو گيرد ، و نگذارد كه بار زيادتى بر چهار پاى نهند .
و از پيغامبر ما صلّى اللَّه عليه و سلّم بسيارى خبرها آمده است اندر نيكو داشتن چهارپايان ، جاى گفت :
لا تتّخذوا دوابكم كراسىّ .
گفته است كه چهار پايان را بكرسى مكنيد يعنى كه اگر كارى كنيد از ايشان فرو آئيد تا ايشان نيز دمى برآورند و بر آسايند كه ايشان نيز همچون شما خسته باشند و بياسايند « 4 » . و جايى ديگر گفت :
لا تقصّوا اعرافها .
گفت ايشان را برش « 5 » مچينيد كه چون ايشان را برش
هامش
( 1 ) ص 32
( 2 ) اندرين آيت مناظره كردند . گفتند . ( صو )
( 3 ) چه گناه بود تا . ( صو )
( 4 ) ستوران كرسى مكنيد ، يعنى چون حاجتى داريد از ستور فرود آييد و بر زمين به نشينيد تا آن ستوران بر آسايند كه او نيز همچون شما بماند . ( صو )
( 5 ) برش ( ؟ ) ظاهرا بوش بش فش ، بمعنى كاكل اسب .
و شايد « پرش »