مىخواند سوى او از پيش ، و كرد خداى را انبازان تا گم كند « 1 » از راه او . بگوى : برخوردارى كن بكفر تو اندكى ، كه تواى از خداوندان آتش « 2 »
9 - يا كيست آنك او ايستاده كارست انگامهاى شب سجده كننده و ايستاده حذر مىكند ازان جهان « 3 » و او ميدمى دارد بخشايش خداى او ؟ بگوى : هست يكسان آن كسها كه دانند و آن كسها كه نه دانند ؟ كه پند پذيرند خداوندان خردها
10 - بگوى كه : اى بندگان من آن كسها كه بگرويدند بترسيد از خداى شما كه آن كسها كه نيكى كردند اندر اين جهان نيكواى ، و زمين خداى عزّ و جلّ فراخ است ، كه تمام بدهند صابران و شكيباان را مزد ايشان بىحساب و شمار
11 - بگوى كه : به من فرمودهاند كه بپرستم خداى را باخلاص او را بدين « 4 »
12 - و فرمودند مرا كه باشم اوّلترين مسلمانان و گردن نهادگان « 5 »
13 - بگوى - كه من همى ترسم - كه اگر نافرمانى كنم خداى خويش را - عذاب روز بزرگ
14 - بگوى : خداى را همى پرستم باخلاص او را دين من
15 - بپرستيد آنچه خواهيد از فرود او . بگوى كه : زيان كاران آن كسها كه زيان كردند تنهاى ايشان و گروهشان روز قيامت . « 6 » بدان
هامش
( 1 ) و بكند خداى را همتاهان تا گم گردانند . ( صو )
( 2 ) كه تو از باشندگان آتشى . ( صو )
( 3 ) استادست فرمان بردار ساعتهاى شب سجده كننده و استاده همى ترسد از آن جهان . ( صو )
( 4 ) يكتا كرده مر او را دين . ( صو )
( 5 ) نخستين گردن نهندگان . ( صو )
( 6 ) مر تن خويش و كسهاى خويش را روز رستخيز . ( صو )