تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1563

مساهمون:

ص١٥٦٣
بود كه پيش از آن كه آفتاب فرو شدى اين نماز ديگر بكردندى . و سليمان عليه السّلم پيش از نماز برنشسته بود ، و آن اسبان برو عرضه همى كردند و آن هزار تا اسب تازى بود ، گويند كه سليمان عليه السّلم آن را از يمن آورده بود كه با ملوك يمن مصاف كرده بود و آن اسبان از ايشان بياورده ، و سليمان « 1 » عليه السّلم بنگرستن آن مشغول شده بود تا مقدار نهصد تا برو عرض داده بودند . و گروهى گويند كه آن اسبان از پدر خويش داود عليه السّلم ميراث يافته بود . و داود عليه السّلم از جالوت و گروه عمالقه گرفته بود . و آن اسبان بر سليمان عرضه همى كردند ، و چون نهصد تا برو عرضه داده بودند سوى آفتاب نگرست و آفتاب فرو شده بود و نماز ديگر ازو فوت شده ، « 2 » و تافته گشت و خويشتن را ملامت كرد و گفت :
إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ
. « 3 » و اين حبّ الخير اين جايگاه معنى حبّ الخيل مىخواهد يعنى دوستى اين اسبان . و اندر قرآن اين را نظاير بسيار است چنان كه بسورة البقره گفت :
إِنْ تَرَكَ خَيْراً
« 4 » يعنى المال . پس اين خير اين جا معنى خواسته است و اين كه گفت :
عَنْ ذِكْرِ رَبِّي
، « 5 » يعنى عن الصّلاة . و اين ذكر اين جايگاه نماز همى خواهد .
حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ
. « « 6 » » يعنى غابت الشّمس . تا آفتاب فرو شد . پس چون چنان اوفتاد سليمان عليه السّلم با خويشتن عتاب كرد و گفت كه خداى عزّ و جلّ دوستى اين جهان اندر دل من او كند و من از نماز
هامش
( 1 ) برو عرضه همى كردند و آن هزار اسب تازى بود ، سليمان عليه السلام آن را از يمن آورده بود و با آن ملوك يمن حرب كرده بود . پس سليمان . ( صو ) ( 2 ) و نماز ديگرش از وقت شده بود . ( صو ) ( 3 ) ص 32 ( 4 ) البقره 180 ( 5 ، 6 ) ص 32