فقه چيست و علم فقه كدامست ؟
باضافه معلوم است كه مجرد تعلم اين مسائل مدونه نزد خداى متعال فقه نيست همانا فقه ادراك جلال و بزرگى خدا است كه موجب خوف و هيبت و خشوع و پرهيزكارى و معرفت صفات ناپسند واجب الاجتناب و اوصاف پسنديدهء لازم الارتكاب مىباشد ، و از خوف و حزن اعلام ميدارد ، چنانچه « 1 » خداى متعال ( در سورهء توبه آيهء صد و بيست و يكم ) فرمود
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ ،
همانا آنچه موجب انذار مىشود غير از علمى است كه در كتب فقهاء تدوين گرديده . زيرا مقصود از فقهى كه فقهاء اسلامى ( رض ) در كتب خود تدوين نموده نگهدارى از اموال است با شرائط معاملات و حفظ ابدان است با اموال ، و دفع قتل و جراحات ، با آنكه مال در راه خدا آلت است و ابدان بشرى مانند مركب ، همانا علمى كه محل وثوق و اهتمام قرار گرفته سلوك راه خدا و قطع عقبات دل كه صفات مذمومه مىباشد ، چون آنها حجاب ميان بنده و خدا است ، و هر كاه بندهء بميرد
هامش
( 1 ) آيه شريفهء قرآن راه سلوك و طريق پيمودن صراط مستقيم را بوجه احسن به پيروان خود آموخته ، و اصولا جديت خود را در باب آموزش و پرورش مردمان به كار برده ، و مردم را به نفر و كوچ كردن و سكونت در غربة از نظر تحصيل معارف حقه مأمور داشته چنانچه بعضى همين آيهء شريفهء را برهان مىآورند براى اينكه علم در غربت و دورى از وطن حاصل مىشود ، به طورىكه در متن اشاره شده آيه بشر را به سير و سلوك ميخواند نه آنكه مراد اصلى آيه تنها تعلم مسائل حيض و نفاس و استحاضه باشد البته منكر اين موضوعات نيستيم ، و اخبارى كه حجت بر نفر و بهرهبرى از معصوم مىباشد و همين آيه را شاهد مدعاى خود آورده مهمترين موضوعى كه در آنها اعمال شده نخست راه سلوك آدميت سپس مسائل شرعيه چنانچه بر متبتع خبير پوشيده نيست .