رسمى ( صرف و نحو و معانى و بيان و منطق و و و و من الباب الى المحراب ) تلف كند ، و از اصلاح نفس خود غافل ماند و خوشنودى خود را نسبت بخداى متعال اعلام دارد ، همانا جرئت اين عالم از عمل و علم او هويداست .
از نظر علم پارهء از گفتار خود را مذكور داشتيم ، و مثال او را چون مريضى كه نسخهء دوا فراگيرد و خود را سرگرم تكرار و دوباره كردن او نمايد و ديگران را بياموزد بيان نموديم .
از آن گذشته مثل او مانند كسى است كه مبتلا به مرض بواسير و درد سينه باشد و درعينحال نزديك است قالب تهى كند ، از آن طرف نيازمند است داروئى بياموزد و به كار بندد خود را بدواء استحاضه سرگرم نموده و شب و روز به فرا گرفتن او اشتغال ورزيده ، با آنكه ميداند مرد است و حائض نميشود و چنين ميپندارد ، بسا هست زنى به علت استحاضه گرفتار شود و از من در اين موضوع پاسخى خواهد ، همانا اين موضوع نهايت بىپروائيست ، زيرا فراگرفتن داروئى كه اگر به كار بندد براى علت او نافع است واگذارده و به كار ديگر سرگرم شده همچنين است متفقه بيچارهء كه پيروى شهوات و دنيادارى و كينه و ريا و غضب و كارهاى زشت و تكبر به عملياتى كه پندارد آنها اعمال نيكو است نموده ، با آنكه اگر باطن خود را بشكافد خواهد فهميد كه اين موضوعات از گناهانى روشن و بى پرده است ، آرى اين شخص بايد متوجه قول پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم باشد كه فرمود ريا نزديكترين شرك به خدا است .
و فرمود - به بهشت نرود كسى كه باندازهء يك مثقال تكبر در دل او باشد ،
و فرمود - كينه و حسد حسنات آدمى را بخورد همچنان كه آتش هيزم را مىخورد و ميسوزاند ،
منية المريد ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: الشهيد الثاني
ص٦٣