كوتاهى در عمل
فصل - عالمى كه كوتاهى در عمل خود نموده ، باضافهء اينكه بايد ظواهر شرع را مراعات نمايد و آنچه فقهاء ( رض ) تدوين فرموده از نماز و روزه و دعا و تلاوة قرآن و غير اينها از عبادات بجا آورد ، عمليات ديگرى دارد كه از آنها ناگزير مىباشد ، زيرا اعمال واجبى حتى مستحبى آن اندازه نيست كه يادآورى شده ، بلكه بيرون از آنچه فقهاء در كتب خود ترتيب داده ، چيزيست كه مهمتر از كارهاى ديگر اوست و شناسائى او واجبتر و طلب و مناقشهء در او بزرگتر بشمار آمده ، همانا آن موضوع عبارتست : از پاكى نفس از رذائل خلقى ، مانند تكبر ، ريا ، بخل و كينه ، و غير اينها از رذائل مهلكات كه در علوم ويژهء آنها مقرر گرديده ، و نگهدارى زبان از غيبة ، سخنگوئى ، دوزبانى ، يادآورى عيوب مسلمانان ، و غير اينها و همچنين سخن در جوارح و اعضا است كه براى آنها احكام ويژهء معين شده ، و بزهكاريهائى كه در محل خود مذاكره شده كه هركس بايد بداند و طبق دستور به كار بندد ، آنچه گفتيم عملياتيست كه در كتاب بيوع و اجارات و غير اينها از كتب فقهيه نام برده نشده است ( و لا يخفى لطف هذا الكلام ) .
بلكه در اين خصوص ناگزير است كه بعلماء حقيقى عاملين و سلاك راه يقين يا كتب آنان كه ويژهء اين دستورات است مراجعه نمايد و چقدر نسبت بخداى متعال جرى است مرد عالمى كه تنها عمر خود را بعلوم « 1 »
هامش
( 1 )بگذر ز علم رسمى كه تمام قيل و قال است * تو و درس عشق اى دل كه تمام وجه و حال است
ز مراحم الهى نتوان بريد اميد * مشنو حديث زاهد كه شنيدنش محال است
طمع وصال گفتى كه بكيش ما حرام است * تو بگو كه خون عاشق بكدام دين حلال است
بجواب دردمندان بگشا لب شكر خا * بكرشمه كن حواله كه جواب صد سؤال است
غم هجر را بهائى به تو اى بت ستمگر * به زبان حال گويد كه زبان قال لال استشيخ بهاء الدين عاملى