تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
قيامت عالمى است كه مردم را در امر دين خدا نفعى نرسانده باشد . اين حديث و امثال او در ابتداء كتاب گذشته و مانند اين احاديث به قدريست كه از اندازه بيرون مىباشد ، و همانا آن‌كس كه آگهى فرموده از فضيلت علم خبر داده از پشيمانى عالم مقصر در عمل ، و هويدا است كه : حال اين مرد عالم نزد خدا سخت‌تر است از وضعيت عذاب آدم جاهل
أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ
( سوره بقره آيه هشتاد و چهار ) كنايه از آنكه مردم نينديشند تنها مقام و منزلت علم كافيست كه : آدمى بهر فعلى كه قدم بردارد مآخذه نشود ، و هرچه دلش بخواهد انجام دهد بدون آنكه كسى او را تعقيب كند ، نه چنين است كه ، هنگامى كه برترى علم را شنيديد ، هنوز خرسندى علم در دل شما است كه عذاب مقصرين در عمليات را ، برخ شما ميكشند و آن سرور و فرح را از دل شما مىبرند .

عالم بمعرفة خدا چيست ؟

چون اندكى در باب علم معامله سخن بپايان آورديم اينك روى سخن ما با علم معرفت به خدا و علومى كه متوقف بر او هستند مىباشد . مثل عالم بعلم معرفة اللّه كه در عمل خود مهمل است و امر خدا و حدود او را از شدت غرور تضييع مىكند ، مثل كسى است كه اراده كند ، خدمت پادشاهى بسر برد و اوامر او را انجام دهد ، نخست : پادشاه را شناخته ، اخلاق ، اوصاف ، رنگ ، شكل ، طول و عرض ، عادت و مجلس او را ملاحظه كند ، و نداند چه موضوعى محبوب سلطان و چه چيزى مكروه اوست و از چه خشنود مىشود و بر چه امرى خشمگين ميگردد ، يا آنكه از اين موضوعات اطلاع دارد ، تنها ميخواهد در حضرت سلطان روز بپايان رساند ، در عين حال آنچه كه مورد غضب سلطان است در او جمع گرديده ، و از تمام آنچه كه سلطان دوست دارد مانند زى ، و هيئة ، و حركة