هم ، مقصود بدست مىآيد گذشته از اين هرچه بيشتر دربارهء اين علم جديت نمايد موجب تضييع وقت خواهد بود .
پس از آن بعلم كلام پردازد و درجه بدرجه قدم بردارد و از طبيعياتش به خوبى اطلاع حاصل كند تا ملكهء بحث از مزايا و خواص عالم براى او هويدا شود .
بعد از اين به تعلم اصول الفقه پردازد و كتب و مباحث او را متدرجا فراگيرد .
بديهى است علم اصول از نظر تحرير و تحقيق براى كسى كه ارادهء تفقه در دين نموده پس از علم نحو احق علوم بشمار رفته در نتيجه كه از مقاصد علم درايه اطلاعى حاصل كرد ، بقرائت حديث بپردازد و از روايت و تفسير و بحث و تصحيح تا اندازهء كه وقت اجازه ميدهد و حال اقتضا مىكند گفتگو كند و لا اقل اصلى را برگزيند كه بر ابواب و احاديث فقه مشتمل باشد پس از اين به بحث از آيات قرآنى كه متعلق به احكام شرعيه است اشتغال پيدا نمائيد .
بديهى است دانشمندان رضى اللّه عنهم بحث حديث را منفردا ذكر كرده و تصانيفى جداگانه در اين موضوع تدوين فرمودهاند در نتيجه تصانيفى كه در اين خصوص نوشته شده مطالعه كند و دربارهء اسرارش گفتگو كرده و در كشف مشكلاتش امعان نظر نمايد زيرا براى اين علم اندازهء نيست كه افهام مردم به او واقف شود ، از آن جهت كه مانند ساير سخنان آنان نيست بلكه همانا گفتار پادشاه علام است ، البته فهم مردم در اين موضوع به اندازه عقل و قسمتى است كه دريافتهاند .
و چون از اين جمله فراغت يابد بقرائت كتب فقهيه بپردازد ابتدا كتابى را بخواند كه از قواعد و مطالب و رؤس مسائل و اصطلاحات
منية المريد ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: الشهيد الثاني
ص٣٢٩