و در رديف او درآوردهاند ليكن ساير علوم ديگر از تحت اين ماده بيرون است زيرا برخى از آنها مانند سحر و شعبده به طور كلى حرام است .
عدهء ديگر از علم فلسفه و موضوعاتى كه آدمى را مشكوك ميسازد شمرده شده ، و بعض ديگر از آنها مانند ستارهشناسى و رمل از جهتى دون جهت ديگر حرام است ، به اين معنا كه اگر به تأثيرش معتقد ، و وقوع امر را بوسيلهء او دانند همانطورىكه گفتيم حرام است ، و اگر عقيدهمند شود كه امر مستند به خدا است و ليكن جريان عادت بر اينست كه در قسمتى از آثار و اقتران كواكب و ساير موضوعات ، علم هيئت سبب وقوع مىگردد و البته اين موضوع را بعنوان فال نيك يا غيره بداند مباح خواهد بود .
بعض ديگر از آن علوم مكروه است ، مانند اشعار مولدين كه مشتمل بر غزل و اتلاف عمر و وقت است .
بخش ديگر از آنها مباح است مانند تاريخ و وقايع و اشعارى كه مشتمل بغزل و اتلاف عمر نيست ، و از آن طرف در رديف واجب هم قرار نگرفته باشد چون اشعار عرب كه صلاحيت دارد در كتاب و سنت بدانها احتجاج آورده شود زيرا اين قسمت از اشعار ملحق بلغت عرب خواهد بود و باقى علوم ، طبيعى ، رياضى ، صناعى ، حد اكثر و اضافه بر آنكه بالذات بررسى شوند محكوم با باجه ميباشند .
گاهى ميتوان علم را مندوب شمرد به علت اينكه علم را موجب تكميل نفس و اعداد نفس براى علوم شرعيه دانستهاند و بنابراين نفس آدمى تقويت پيدا كرده و به خوبى ميتواند از علم شرعى بهرهمند شود .
گاهى از نقطهء نظر اينكه مستلزم كوتاهى در واجب عينى يا كفائى مىباشد حرام شده ، چنانچه اين معنى براى برخى از كسانى كه از حقايق دين محروم و غافلند اتفاق ميافتد .
منية المريد ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: الشهيد الثاني
ص٣٢٦