براى مجتهدان ديگر اتفاق ميافتد ، زيرا ايشان متمسك ميشوند بادلهء كه آخرالامر نهايت ضعف آنها براى خودشان يا ديگران ظاهر مىشود ، در نتيجه فتواى خود را تغيير ميدهند ، حتى اين عمل در يك كتاب يا يك صفحه انجام ميگيرد .
براى چه موضوعى مناظره بايد كرد ؟
چهارم - در واقعهء مهمى يا مسئلهء كه قريب بوقوع است مناظره كند و تنها همتش بمانند اين موضوع مصروف شود .
مراد از مهم فوق الذكر آنست كه مطلب حق را بيان كند و آن اندازهء كه به كنجكاوى حق نيازمند است سخن بگويد و زياده بر آن وقت را صرف نكند .
به خود نبالد كه مناظرهء در باب مسائل نادره ايجاب مىكند كه فكر او به زحمت افتد و در نتيجه ملكهء استدلال و تحقيق حاصل كند ، چنانچه اين معنى براى اشخاصى كه غرض آنها منحصر به حظ نفس است كه بدينوسيله اظهار شناسائى كنند و خود را دانشمند معرفى نمايند اتفاق مىافتد و از تعريفات و نقوض و زبون ساختن ديگرى و مغالطه و امثال او مناظره ميكنند .
اگر به طور كلى در احوال ايشان وارد شوى و آنها را آزمايش كنى منظور آنها را بر خلاف واقع پيدا ميكنى و خواهى فهميد كه مناظره - شان تنها براى علميت بوده و خود را بدين رويه ناپسند كه پيوسته مورد تنفر بزرگان بوده معرفى مينمايند .
اكنون كه عصر مشعشع طلائى است بيشتر عالمنمايان زمان ما كه هميشه درصدد تخريب نواميس شرعند بدين عمل گرفتار و مفتخرند .