مطلبى كه درصدد بيانست پيشى نگيرد و فخريه نكند ، بلكه شكيب كرده تا استاد از سخن فراغت حاصل نمايد سپس گفتار خود را بعرض رساند .
هرگاه استاد شاگرد را مورد توجه خود قرار داده با ديگرى يا كسان ديگر از اهل مجلس سرگرم نباشد بلكه تمام همت خود را براى درك مطلب او مصروف دارد .
محصل از نظر بهرهبرى
بيست و هشتم - هرگاه شنيد كه استاد حكمى را دربارهء مسئله بيان كرد يا فائدهء غريبى و حكايتى و انشاد شعرى نمود با آنكه شاگرد بهمهء اين موضوعات اطلاع كاملى دارد ، مانند كسانى باشد كه تنها از نظر استفاده به سخن او پرداخته و تشنهء آب دانش وى هستند ، كلام او را استقبال كرده و با خرمى هرچه تمامتر كه گويا تا آن هنگام بچنين موضوع برخورد نكرده استماع كند .
يكى از گذشتگان گفته هنگامى كه حديثى را از استاد ميشنوم با آنكه او را بهتر ميدانم و اطلاعم در اين خصوص بيشتر است در عين حال چنان وانمود ميكنم كه مطلبى از آن حديث را نميدانم و مطلع نيستم
او گفته : اگر حديثى را از جوانى بشنوم چنان گوش فراميدهم گويا تاكنون نشنيدهام با آنكه پيش از تولد او ريشه و مأخذ حديث را به خوبى ميدانستم .
بارى هنگامى كه استاد به خواندن آن فوائد اشتغال دارد اگر پرسيد كه اين شعر يا مسئله را بخاطر سپرده حفظ دارى نگويد : بلى زيرا ايجاب مىكند كه استغناء از استاد را اعلام كند ، و جواب نفى ندهد ، زيرا منجر بدروغ خواهد شد ، بلكه بگويد دوست دارم از